مرتضى راوندى

403

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

در اين منظومه از معاهدهء 1907 روس و انگليس دربارهء تقسيم ايران به دو منطقهء نفوذ و كشيدن راه‌آهن سرتاسرى ايران با سرمايهء خارجى سخن به ميان آمده است و مشهورترين قصيدهء سياسى آن روز به شمار مىرود : يك هديهء ناقدانه به جناب سر ادوارد گرى سوى لندن گذر اى پاك نسيم سحرى * سخنى از من بر گو به سر ادوارد گرى كاى خردمند وزيرى كه نپرورده جهان * چون تو دستور خردمند و وزير هنرى نقشهء پطر بر فكر تو نقشى بر آب * رأى بيزمارك بر رأى تو رأيى سپرى ز « تولون » جيش ناپلئون نگذشتى گر بود * بر فراز « هرمان » نام تو در جلوه‌گرى داشتى « پاريس » ار عهد تو در كف نشدى * سوى « آلزاس » و « لورن » لشگر آلمان سفرى انگليس ار ز تو مىخواست در آمريك مدد * بسته مىشد به واشنگتن ره پرخاشگرى با كماندرچف « 1 » اگر فرّ تو بودى همراه * به بوئر « 2 » بسته شدى سخت ره حمله‌ورى ور به منچورى پلتيك تو بد رهبر روس * نشد از ژاپون جيش كروپاتكين « 3 » كمرى بود اگر فكر تو با غائلهء مانچو يار * انقلابيون بر شاه نگشتند جرى ور بدى رأى تو داير به حيات ايران * اين همه ناله نمىماند بدين بىاثرى مثل است اينكه چو بر مرد شود تيره جهان * آن كند كش نه به كار آيد از او كارگرى تو بدين دانش ، افسوس كه چون بيخردان * كردى آن كار كه افسوس جز از وى نبرى برگشودى در صد ساله فرو بستهء هند * بر رخ روس و نترسيدى از دربدرى بچهء گرگ در آغوش بپروردى و نيست * اين مماشات جز از بيخودى و بيخبرى بيخودانه به تمناى زبردست حريف * در نهادى سر تسليم ، زهى خيره‌سرى ! اندر آن عهد كه با روس ببستى زين پيش * غبنها بود و نديدى تو ز كوته‌نظرى تو خود از تبّت و ايران وز افغانستان * ساختى پيش رَهِ خصم بناى سه درى تو ز موصول بگشودى ره آن تا زابل * وز ره تبّت تسليم شدى تا به هرى زين سپس بهر نگهدارى اين هرسه طريق * نيم ميليارد قشون بايد بحرى و برى بيش از فايدت هند اگر گردد صرف * عاقبت فايدتى نيست بجز خونجگرى انگليس آن ضررى را كه از اين پيمان برد * تو ندانستى و داند بدوى و حضرى

--> ( 1 ) . Commander in - Chief ( 2 ) . Boers ساكنين هلندى اصل افريقاى جنوبى كه با انگليسيها دليرانه جنگيدند . ( 3 ) . ژنرال روس كه در جنگ با ژاپن ( 1904 ) شكست خورد .