مرتضى راوندى

399

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

سر زند كوكب مشروطه ز گردون كمال * به سر آيد شب هجران و دمد صبح وصال كار نيكو شود از فرّ خداى متعال * « اى كه در شدت فقرى و پريشانى حال صبر كن كاين دو سه روزى به سر آيد معدود » « 1 » * جز خطاكارى از اين شاه نمىبايد خواست كانچه ما در او بينيم سراسر به خطاست * مَدِهَشْ پند كه بر بدمنشان پند هباست « پند سعدى كه كليد در گنج سُعَد است * نتواند كه به‌جاى آورد الّا مسعود » « 2 » يكى از اشعار خوب بهار ، قصيدهء مستزادى است كه در تاريخ جمادى الاول سال ( 1327 ه . ق ) چند هفته پيش از فتح خراسان ، سروده و هنگامى كه مردم در تهران به سفارتخانه‌ها پناه برده بودند ، در روزنامهء خراسان نشر و همدردى مردم آن سامان را با كوششهاى اهالى آذربايجان و گيلان و اصفهان اعلام كرده است : كار ايران با خداست « 3 » با شه ايران ز آزادى سخن گفتن خطاست * كار ايران با خداست مذهب شاهنشه ايران ز مذهبها جداست * كار ايران با خداست شاه مست و مير مست و شحنه مست و شيخ مست * مملكت رفته ز دست هر دم از دستان مستان فتنه و غوغا به پاست * كار ايران با خداست هر دم از درياى استبداد آيد بر فراز * موجهاى جانگداز مملكت كِشتى ، حوادث بحر و استبداد خس * ناخدا عدل است و بس كارِ پاسِ كشتى و كشتىنشين با ناخداست * كار ايران با خداست پادشه خود را مسلمان خواند و سازد تباه * خون جمعى بيگناه اى مسلمانان در اسلام اين ستمها كى رواست ؟ * كار ايران با خداست شاه ايران گر عدالت را نخواهد باك نيست * زانكه طينت پاك نيست ديدهء خفاش از خورشيد در رنج و عناست * كارِ ايران با خداست روزوشب خندد همى بر ريش ناچيز وزير * سبلت تيز امير كى شود ز اين ريشخند زشت كار ملك راست * كار ايران با خداست باش تا آگه كند شه را از اين نابخردى * انتقام ايزدى

--> ( 1 ) . ناچيز ( 2 ) . نيك‌بخت ( 3 ) . با مراثى يغما مقايسه شود .