مرتضى راوندى

394

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

« دخو » در ادبيات عهد انقلاب مقام ارجمندى دارد ، او باهوشترين و دقيقترين طنزنويس اين عصر و كسى است كه با نثر ويژه‌يى كه در نوشتن مقالات انتقادى صور اسرافيل به كار برد ، بنيانگذار نثر طنزى و انتقادى فارسى شناخته شد . « لبهء تيز مقالات دخو متوجه رژيم استبدادى و ملوك الطوايفى است ، او فساد دستگاه سلطنت ، بيشرمى و خيانت رجال دولت ، ظلم و ستم اغنيا و مالكين ، رياكارى روحانى نمايان را بدون پرده‌پوشى به باد تمسخر و استهزاء مىگيرد . . . وضع رقّت‌بار روستائيان و كشاورزان ، فقر و بدبختى شهرنشينان ، نادانى و بيچارگى زنان ايرانى ، همه مسائلى است كه در نوشته‌هاى دخو مكرر مطرح شده است ، اقليّتى از مردم روشن‌بين آن روزگار به خوبى مىدانستند كه مشروطه يعنى عدالت ، مشروطه يعنى رفع ظلم ، مشروطه يعنى آسايش رعيّت ، مشروطه يعنى آبادى مملكت ، و اين آرزوها موقعى تحقق مىپذيرد كه مردم ، آگاهانه نمايندگان واقعى خود را به مجلس بفرستند و از آنان بخواهند كه در راه انجام آمال خلق قدم بردارند . دخو در شمارهء 25 صفر سال ( 1326 ه . ق ) از فقدان رشد اجتماعى و بىخبرى مردم اظهار تأسف مىكند . » « 1 » نويسندهء صور اسرافيل : مىپرسد : « . . . چه شد دويست و هفتاد ميليون از سيصد ميليون نفوس اسلام گرفتار تابعيت اجانب شدند ؟ چه شد كه دين حنيف اسلام پيش خارجيان منافى تمدن و ترقى محسوب و العياذ باللّه منفور شد ؟ . . . زيرا انتقاد و دلسوزى را با توهين به شرع و دين مشتبه كردند . . . » « 2 » ملا نصر الدّين انتقاد از اوضاع سياسى روز را مستقيما طرح نمىكرد ، بلكه هر مطلبى را در پرده و بطور غيرمستقيم و از طريق حكايت و تمثيل و آوردن امثله و شواهد و مقايسه با يك لطيفه يا حادثهء مضحك ديگر ، بيان مىكرد . دهخدا نيز در چرند و پرند ، غالبا همين روش را به كار مىبرد . همچنين صور اسرافيل نيز مانند ملا نصر الدّين ، بعضى فكاهيّات خود را به صورت نامه‌هاى خوانندگان به ادارهء روزنامه و پاسخ روزنامه به آن ، ترتيب مىداد و اين قبيل نامه‌ها و پاسخها را تقريبا در هر شمارهء روزنامه مىتوان ديد . « . . . هم دهخدا و هم صابر ، ملّت تشنهء آزادى و خواستار بيدارى را به صورت طفلى مىبينند كه مادرهاى نادان و نامهربان كوشش دارند به هر نحوى است او را سرگرم و آرام كنند ، اينك بخشى از اشعار دهخدا :

--> ( 1 ) . از صبا تا نيما ، پيشين از ص 77 تا 80 ( به اختصار ) . ( 2 ) . همان كتاب ص 85 .