مرتضى راوندى

391

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

حالا بايد ديد كه نسيم شمال چه لطف و مزيّتى داشت كه مردم آن را مىپسنديدند - يك قسمت از اشعار اشرف كه از جنبهء تاريخى و سياسى ( و حتّى به عقيدهء « براون » از لحاظ ادبى هم ) داراى اهميتند ، اقتباس يا ترجمهء آزادى است از اشعار على اكبر طاهرزادهء صابر گوينده قفقازى كه سيّد در اختيار خوانندگان فارسىزبان قرار مىداد و با بيانى بسيار ساده ، وضع پريشان سياسى و اقتصادى ايران در اواخر حكومت قاجاريه و بىتوجهى زمامداران را به مصالح ملّت توصيف و بيان كرده است . به‌هرحال اقتباس و استقراض نسيم شمال از صابر اگر از قدر هنرى اين اشعار تا حدّى بكاهد ، از قدر خدمت بزرگ گويندهء آنها كه رسانيدن مضامين به ايرانيان و كمك به آزادى ايران باشد ، هيچ نخواهد كاست . نمونه‌يى از اشعار نسيم شمال : كبلا باقر - بلى آقا - چه خبر ؟ - هيچ آقا ! - چيست اين غلغله‌ها ؟ - غلغل نى پيچ آقا واى بر من ، مگر اين ملت نادان مرده - داد و بيداد مگر اين همه انسان مرده ! اى فعله تو هم داخل آدم شدى امروز * بيچاره چرا ميرزا قشمشم شدى امروز ؟ * شب عيد است اى ملا ندانم * زر از مخزن بگيرم يا نگيرم بود عمر من از هفتاد افزون * بفرما زن بگيرم يا نگيرم * مىفروشم همهء ايران را * عرض و ناموس مسلمانان را رشت و قزوين و رى و كاشان را * بخريد اين وطنِ ارزان را يزد و خوانسار حراج است حراج * كو خريدار ؟ حراج است حراج ! دشمن فرقهء احرار منم * قاتل زمرهء ابرار ، منم شيخ فضل اللّه سِمسار منم * دين فروشند به بازار منم مال مُردار حراج است حراج * كو خريدار ؟ حراج است حراج ! . . . طبل و شيپور و علم را كى ميخاد ؟ * شيرِ خورشيد رَقَم را كى ميخاد ؟ تخت جمشيد عجم را كى ميخاد ؟ * تاجِ كى مسند جم را كى ميخاد ؟ اسب و افسار ، حراج است حراج * كو خريدار ؟ حراج است حراج !