مرتضى راوندى
37
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
نقش و تأثير حكومتهاى مستقل محلّى در حيات ادبى ايران بعد از مرگ ابو سعيد بهادر خان به سال 736 ، تجزيه ممالك ايلخانى آغاز شد و عدهيى از سرداران متنفذ ابو سعيد علم استقلال برافراشتند و از اين راه حكومتهاى معروف آل جلاير و امراى چوپانى و آل مظفر و آل اينجو و امراى طغاتيمورى و امراى سربداران و امثال آنها بهوجود آمدند ؛ در همين ايام سلغريان و ملوك شبانكاره فارس و اتابكان يزد و اتابكان لرستان و قراختائيان كرمان و آل كرت هرات و ملوك طبرستان و رويان ، با قبول ايلى در نقاط مختلف ، به حكومت خود ادامه مىدادند . در ميان اين حكومتهاى مستقل ، اتابكان سلغرى پس از مصالحه با سلطان محمد خوارزمشاه و مدارا با پسران او توانستند به يك رشته اصلاحات نسبى اجتماعى دست بزنند و با ايجاد مساجد و مدارس و آثار خيريّهء ديگر نامى نيك از خود به يادگار گذاشتند . پس از اتابك سعد ، پسرش اتابك ابو بكر با سرداران اوگتاى قاآن از در مصالحه درآمد و با اين تدبير ، فارس را از خطر ويرانى و نابسامانى نجات داد . از بركت اين اقدام داهيانه ، مقرّ اتابكان فارس بهصورت يكى از مراكز بزرگ ادبى و علمى دورهء مغول درآمد . آخرين فرد خاندان سلغرى « آبش خاتون » بود كه پس از آنكه به عقد منكو تيمور درآمد ، مغولان رسما سرزمين فارس را ضميمهء متصرفات خود كردند . در ميان ملوك شبانكاره ، ملك مظفر تا سال 658 سلطنت كرد ، با اينكه وى در ترويج علم و ادب رقيب ابو بكر سعد بن زنگى بود ، ليكن در اثر مظالمى كه بر مردم روا داشت ، سپاهيان هلاكو بر او حمله بردند و در اين جريان وى به قتل رسيد . اتابكان يزد و لرستان و آل كرت و قراختائيان تأثير شايان توجهى در حيات علمى و فرهنگى ايران نداشتند ، تنها پادشاهان آل كرت ، تنى چند از شاعران و گويندگان و