مرتضى راوندى

350

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مردمان جاهل پيشوا و قائد جمعيت نيستند ، هركس در اظهار عقيدهء خود آزاد است ، نه كسى قلم مىشكند ، نه زبان مىبرد و نه تهديد به حبس مىنمايد ، خواهران و برادران جوان ، ما مىخواهيم اين سعادت و خوشبختى را كه قضا و قدر نصيب ما نموده با شما قسمت نمائيم ، دماغهاى تند فكر و قلبهاى پر احساسات شما را كه محيط ايران به جمود و ركود و بىتحركى محكوم كرده است ، براى سعادت ايران به كار بيندازيم . بيائيد بكوشيم ايران را از جهل و بدبختى برهانيم . بيائيد ايران را براى يك انقلاب اخلاقى كه ما را از انسان قرون وسطا به انسان قرن بيستم ترقى دهد مستعد كنيم ، دماغهاى ما هم از يك نوع افكار انباشته شده است ، قلوب پاك ما هم مأمن يك نوع احساسات است ، زيرا ما جز سعادت ايران ، مقصودى نداريم . ما مىخواهيم آزاد و مستقل زندگانى نمائيم ، اما يك زندگانى كه شايستهء قرن بيستم باشد ، ما همه اميد به زندگانى بهترى داريم ، ما مىخواهيم ساليان دراز با سربلندى و افتخار بگذرانيم ، ما همه يك آرزو داريم و همه به‌طرف يك مقصود مىرويم - ايرانى آزاد و مستقل . . . ما نمىترسيم ما به ظفر خود مطمئنيم ، زيرا حق با ماست . ايران بايد زندگانى از سر گيرد ، همه‌چيز بايد به‌طرف كمال پيش رود . ما ايران نو ، مردم نو مىخواهيم . ما مىخواهيم ايران را آزاد و مستقل نمائيم . ما مىخواهيم سودمندترين مظاهر تمدن جديد را به‌طرف ايران جريان دهيم . ما مىخواهيم با حفظ مزاياى اخلاقى ذاتى ايران از كاروان تمدن جديد عقب نمانيم . » « 1 » مجله پارس : « مجله ادبى پارس ، پانزده روز يك بار در استانبول منتشر مىشد ، اولين شمارهء آن در ارديبهشت 1300 شمسى به مديريت ابو القاسم لاهوتى كرمانشاهى به دست علاقه‌مندان رسيد . مجله در دو قسمت به فارسى و فرانسه نوشته مىشد و در آن اشعار و مقالاتى با امضاهاى مستعار « ميرزا حسن » و على نوروز از حسن مقدم به زبان فرانسه درج مىگرديد . » « 2 » رمان‌نويسى در ايران از دورهء حكومت پنجاه سالهء ناصر الدينشاه به بعد ، در نتيجهء استقرار تدريجى روابط سياسى ، اجتماعى ، فرهنگى و اقتصادى بين ايران و كشورهاى اروپايى ، روشنفكران و علاقه‌مندان به رشد فرهنگى ، با رمان‌نويسى كه پديدهء نوينى در ادبيات غرب آشنا شدند ، و دريافتند كه با ترجمهء داستانها

--> ( 1 ) . از صبا تا نيما ، پيشين از ص 233 تا 235 ( به اختصار ) . ( 2 ) . همان كتاب ص 235 .