مرتضى راوندى
33
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
تحليلى از انتقاد ادبى در اروپا منتقد ادبى كسى است كه به ادبيات علاقه و دلبستگى دارد ، و با داشتن صلاحيت علمى ، رسالت و وظيفهء او ، قضاوت كردن دربارهء نوشتههاى ديگران است . « . . . كسى كه چنين وظيفهء مقدس و سنگينى را به عهده مىگيرد ، بايد از ذوق سليم و استعداد كافى برخوردار باشد ؛ داوران و منتقدان ادبى ، غالبا از بين استادان دانشگاه ، دانشياران ، نويسندگان مبرّز و روزنامهنويسان ، برگزيده مىشوند تا بتوانند با اهليت و شايستگى ، آثار ديگران را مورد نقد و بررسى قرار دهند . سابقا منتقدان ادبى به عنوان يك گروه مشخص وجود نداشتند ، در نيمه دوم قرن نوزدهم « سنت بو » Sainte Beuve ، انتقاد ادبى را بنيان نهاد و نحوهء عملكرد و قواعد آن را مشخص نمود . انتقاد ادبى كه ناشى از اقدام يك فرد است ، داراى ارزشى است كه منتقد به آن مىدهد ، منتقدان اصولى كسانى هستند كه مانند « برونتير » Brunetiere به نام حقيقت از آن سخن مىگويند . حقيقت و صلاحيتى كه او گمان دارد واجد آن است و به نام همين حقيقت و صلاحيت است كه او دربارهء اثرى داورى مىكند و مطالب و مندرجات آن را تأييد يا محكوم مىسازد و آنچه را كه در جهت اصول فكرى و عقيدتى او نيست مردود و بىاعتبار مىشمارد . انتقادهاى بيطرفانه و آزادانديشانهيى هم هست كه فقط منتقد در باب آنچه كه هست يا آنچه كه او در اثر مورد مطالعه خود مىبيند ، اظهارنظر مىكند ، تنها به اين منظور كه سود و شايستگى اثر را از ديدگاه ادبى بنگرد ؛ اما در اينجا پرسشى مطرح مىشود ، و آن اينكه براساس چه معيارى آثار و تصنيفات افراد را مىتوان سنجيد ؟ برخى آن را به نام « حقيقت » نقد مىكنند ، حقيقتى كه خود مىپسندند و بدان اعتقاد دارند ، بعضى ديگر ، هنگام داورى ، به سليقه شخصى ، ادراكات ، فرهنگ و تجارب خود تكيه مىكنند ، مثلا در مورد « آناتول فرانس » و « ژول لومتر » Juler Lemaitre انتقاد به همان اندازه ارزش و اعتبار دارد كه يك منتقد ذهنى با دلايل ، اعتراضات و يا هواداريهاى خود را بيان مىدارد . يك منتقد خوب ، پرشور و بلندنظر كسى است كه بتواند ستايش كند ، زبان و قلمش به جنبههاى مثبت و مفيد اثر نيز عنايت كند و تنها به انتقاد و عيبجويى نپردازد . يك منتقد خوب و بىطرف حق دارد هنگام نقد و بررسى يك اثر به خشم آيد ، به شرط آنكه انتقاد خشمآلود او پايه و بنيان منطقى داشته باشد ، و حتى مىتواند مانند دژخيمان جامه سرخ بر تن كند و همانطور كه « باربرى دو رويل » B . d'Aurevilly در يك مقاله مىگويد : « مىتواند در يك مقاله « ژرژسان » G . Sand را به دار بزند ، براى آنكه دوستش