مرتضى راوندى

324

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

قدرت اقتصادى است . بىشك احزاب توده‌يى بزرگ و اتحاديه‌هاى كارگرى نيرومند مىتوانند سرمايه‌هاى لازم را براى پايه‌گذارى يك روزنامه و حتى تأسيس يك فرستندهء راديو گردآورند . تجربه نشان مىدهد كه اين سازمانها بزرگترين مشكل را براى تأمين ادامهء حيات چنين مؤسساتى دارند . وسايل خبرى توده‌گير يا مجانا در ميان مردم توزيع مىشوند ( راديو ، تلويزيون ) يا كمتر از قيمت واقعى به فروش مىرسند ( روزنامه‌ها ) . هر شمارهء روزنامه يوميّه ، دست كم دو برابر بيشتر از قيمت فروش ، تمام مىشود . گاهى اختلاف قيمت از اين هم بيشتر است و توسط درآمدهاى آگهيهاى تبليغاتى جبران مىشود . آگهيهاى تبليغاتى هزينه برنامه‌هاى راديوها و تلويزيونهاى خصوصى را هم تأمين مىكنند . » « 1 » اربابان اطلاعات جديد ، آگهىدهندگان ، عملا بنگاههاى تبليغاتى هستند . البته اين مؤسسات سرمايه‌دار كه مشتريانشان هم خود ، مؤسساتى سرمايه‌دارند به ترغيب نظريات مخالف با سرمايه‌دارى ، علاقه كمترى دارند و بيشتر برآنند كه اعلانهاى تبليغاتى را به سوى محافظه‌كارى سوق دهند . ولى اين پديده در مقايسه با اين واقعيت اساسى كه وسايل خبرى بيش از هرچيز تكيه‌گاه تبليغاتى مىشود ، اهميت نسبتا اندكى دارند . برنامه‌هاى راديويى ، نمايشهاى تلويزيونى ، سرمقاله‌ها ، مقالات و اخبار روزنامه‌ها ، همهء اينها بيش از هرچيز به كار جلب حداكثر مشترى براى تبليغات مىخورد كه خود پايهء خبردهى و اطلاعات سرمايه‌دارى را تشكيل مىدهند . نقش تبليغات در پول‌سازى : اين است هدف مؤسسات خبرى و همهء مؤسسات خبرى ديگر . براى پول‌سازى بايد حداكثر آگاهيها را به دست آورد . براى به دست آوردن حداكثر آگهيها بايد حداكثر خواننده ، شنونده يا بيننده را جلب كرد . پس « نمك » قلمى كه به « خبر » تبليغاتى زده مىشوند ، بايد طبق ذوق حداكثر افراد تهيه شده باشد ، اين امر يك سلسله نتايج را موجب مىشود : هر روز بايد بيشترين افراد ممكن را به جلو راديوها و تلويزيونها يا بساط روزنامه‌فروشيها جلب كرد . خبر يك حادثهء هيجان‌انگيز ، ميزان فروش روزنامه‌ها ، تعداد شنوندگان و بينندگان را به سرعت بالا مىبرد و منافع را افزايش مىدهد ، پس مسئله اين است كه هر روز خبر حادثهء هيجان‌انگيزى را پيدا كرد ؛ بدين‌سان اخبارى كه اهميّت واقعى ندارند ، اگر فقط جنبه شگفت‌انگيزى داشته باشند بزرگ مىشوند . اگر لازم افتد قضاياى بىاهميّت را بزرگ مىكنند ، تا شايسته عنوانهاى درشت

--> ( 1 ) . دو ورژه اصول علم سياست ، ترجمه دكتر ابو الفضل قاضى ، ص 186 به بعد .