مرتضى راوندى

320

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

روسى كه آثارى با قدرت هنرى شگرف آفريده به نوبهء خود نمايشگر آرزوها و تمايلات مردم بوده است . اين ادبيات ترجمان فكر شورش و مبارزه مردم كشور روسيه در راه برانداختن سلطنت و سرمايه‌داريست ؛ در اين ادبيّات ، تصويرهاى نمونه‌يى ، از زندگى خلق فراوان يافت مىشود . » « 1 » در زمينه‌هاى علمى كشفيات « مندليف » شيمىدان روسى و نظريهء تكامل تاريخى دنياى آلى داروينيسم در پايان قرن نوزدهم ، موجب كشف قانون تكامل گياهان و حيوانات به وسيلهء « داروين » گرديد و نظريه علمى پاولف راجع به فعاليت عصبى جانوران و انسان ، فعل و انفعالات پوستهء مغز را نشان داد ، پژوهشهاى علمى در فيزيك ، نجوم و فضاى كيهانى و در زيست‌شناسى و شيمى ، جهان‌گردى علمى را به مرحله‌يى عالى ارتقا داد ، در اين دوره با رشد روزافزون سرمايه‌دارى ، بورژوازى مجبور شد تا اندازه‌اى بر دامنهء آموزش و پرورش مردم بيفزايد تا با رشد فكرى و فرهنگى توده‌ها ، مانعى در راه پيشرفتهاى فنى پيش نيايد ، ولى گسترش آموزش و پرورش در جهان سرمايه‌دارى محدود بود و همهء كودكان ، نوجوانان و جوانان مستعد و دانش‌دوست امكان و قدرت اقتصادى براى ادامه تحصيلات و ورود به دانشگاه را نداشته و ندارند . تبليغات انحرافى : در همين دوران در بعضى از مطبوعات و روزنامه‌ها و كتابهاى درسى جهان سرمايه‌دارى ، نظريّات و افكار انحرافى و زيانبخش تبليغ مىشد ، از جمله در آلمان به كودكان و نوجوانان آرمانهاى غلطى چون برترى نژاد آلمان بر ديگر ملل عالم ، با بوق و كرنا تبليغ مىشد و روزنامه‌ها و كتابهاى درسى كه بايد بشريّت را به برادرى و برابرى فراخواند و نداى صلح و آزادى را سردهد ، سخن از جنگ و تفوق ملّى و نژادى و برترى سفيدپوستان بر سياه‌پوستان و زردپوستان به ميان مىآوردند و بذر جنگ و اختلاف را در مزرع دل بىآلايش نوجوانان مىكاشتند ؛ « نيچه » فيلسوف مرتجع و ايده‌آليست آلمان كه دشمن دموكراسى و سوسياليسم بود ، در جامعهء آرمانى خود ، ابرمردان را ، لايق رهبرى ، و جنگ ، و سلطه‌جويى را ، هدف زندگى مىشمرد ، همفكران نيچه ، بعدها به ظهور و پيدايش آلمان هيتلرى كمك كردند . در نتيجهء اين افكار و نفوذ فلسفه‌هاى ايده‌آليستى و نفى عقايد مربوط به دموكراسى و پيروى از كيش قدرت‌پرستى و « شوونيسم » و نژادپرستى ، فرهنگ بورژوازى به بحرانى عميق گرفتار شد و اين بحران به عالم ادبيات ، هنرها و رسانه‌هاى تبليغى و جرايد و مطبوعات سرايت كرد . هنرمندان منحط ، گرايشى ضد رئاليستى داشتند و دشمن عقايد

--> ( 1 ) . تاريخ عصر جديد ، نوشته آ . آفيموف ، ايليا گاليكن و ديگران ، ترجمه فريدون شايان ، ص 235 .