مرتضى راوندى

297

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

بايستى مراحل و درجاتى كه تمام افراد عائله بشريت از آن گذشته‌اند طى كند . . . فئوداليزم منسوخ و كهنه شده ، به كاپيتاليزم كه فرمانرواى امروزه است متحوّل مىشود ، ملت ما در اين سير تكاملى روزهاى مشوش و پرهيجانى را خواهد گذرانيد ، مملكتى كه بر اصول قرون وسطا امرار حيات كرده ، چون احساس نموده كه ديگر بدين صورت امكان مداومت نخواهد داشت ، مىخواهد به شكل مملكت قانونى دربيايد ، فقط از يك طرف موجود نبودن آلات و ادوات لازمهء اين تبديل شكل ، و از طرف ديگر رقابت سرمايه‌داران خارجى ، آن را تضييق نموده ، به اشكالات بزرگ دچارش مىنمايد . . . لازم است ايران جديد را به طرز صحيحى اداره كرد و به آشفتگيهايى كه در سنوات انقلاب اخير پديد آمده ، پايان داد و حكومت قانونى قوى تشكيل داد و به اصلاحات اساسى پرداخت . . . فرقهء دموكرات ايران ، سعادت آينده وطن را در اتحاد عموم افراد مملكت مىداند . ايران تجدّدپيما ، دولت دموكراتى مىخواهد ، كه زمام امور آن به دست اكثريت ملت كه قسمت اعظم آن را تشكيل مىدهد باشد . . . » « 1 » تهمت بابيگرى : در جريان نهضت مشروطيت ، مرتجعين و هواداران استبداد ، همواره متجدّدين و آزاديخواهان را به نام « بابى » و ديگر اتهامات بىاساس مورد طعن و لعن قرار مىدادند . در كتاب تاريخ انقلاب آذربايجان و بلواى تبريز نوشتهء حاج محمد باقر ويجويه ، ضمن وقايع روز 23 شهر جمادى الاولى 1326 مىبينيم كه مستبدين ضمن اعلاميه‌يى ، چنين مىنويسند : « اى مسلمانان همّت نماييد ، پس غيرت شما كجاست ؟ اين بابيها جمع شده‌اند به اسم « مشروطه » مىخواهند مذهب خودشان را آشكار نمايند ، عن قريب است كه اسلام از دست برود ! بر همه شما جهاد واجب است تا ريشه اين لا مذهبان را از روى زمين بركنيد . » با اين قبيل اعلاميه‌ها ، مستبدين به شيعيان حيدر كرّار ، تهمت و بهتان مىزدند و براى حب جاه و مال از ريختن خون آزاديخواهان ابايى نداشتند . آقاى ويجويه مىنويسد : « پس از ورود به محفل آنان ديدم كه تفنگداران استبداد مىگويند : « آقا اجازه بدهيد برويم سر اين ملاعين را بياوريم » ، يكى از مرتجعين برمىخيزد و مىگويد : « اين بىدينان ، امام عصر عجّل اللّه تعالى فرجه ، را امام موهومى مىخوانند و به رسول اللّه ( ص ) سب و ناسزا مىگويند . » آرى مستبدّين با اين سخنان عوام‌فريبانه نه شرم از رسول ( ص ) و نه خوف از خداى قهار دارند . آقايان هم مىگويند صبر كنيد ، وقتى كه ما كفن پوشيديم و امر به جهاد نموديم ، آنوقت اقدام نمائيد . . . » « 2 »

--> ( 1 ) . همان كتاب ص 281 به بعد . ( 2 ) . تاريخ انقلاب آذربايجان و بلواى تبريز ، به كوشش على كاتبى ، ص 23 .