مرتضى راوندى

250

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

دوستان و همفكران او از پاى ننشستند و به مخالفت با اصول حكومت مطلقه و استبداد ادامه دادند و پس از چندى جامع آدميت جانشين مجمع آدميّت ملكم گرديد . جامع آدميت نيز در طول فعاليت سياسى خود در تبليغ افكار و انديشه‌هاى نو در ايران نقش مهمى ايفا كرده است . آثار سياسى و اجتماعى مجمع آدميت و جامع آدميت و روزنامهء قانون در محيط اجتماعى آن روز غير قابل انكار است ؛ اين جمعيتها ، نخستين سازمانهاى سياسى مخفى ايران به شمار مىروند ، مراسم قبول عضويت در جامع آدميت چنين بود كه داوطلب در حضور رئيس سوگند ياد مىكرد كه اصول آدميت را به كار بندد و سپس ذيل آن را امضا مىكرد و دو تن از اعضاى جمعيت نيز اهليت و شايستگى او را ضمانت مىكردند . تعهدنامه‌ها تقريبا شبيه به اين مضمون است : « اين بنده . . . فرزند . . . ساكن . . . از صميم قلب در پيشگاه پروردگار عالم تعهد و اقرار مىكنم كه تو ، به من شرافت آدميت عطا فرموده‌اى ، در ازاى حقوق اين موهبت با عظمت خدايى ، هر تصورى كرده باشيم ، الان در حضور تو در حق تو و به قدرت كبريايى تو قسم مىخورم كه شأن و حقوق اين مرتبهء شريفه را در هر مقام ، مادام الحيات با تمام قواى خود محفوظ و محترم نگاه بدارم . هرگاه از اين تعهد خود نكول نمايم ، از فيض و رحمت لايتناهى كبريايى حضرت تو در دنيا و آخرت بىنصيب مانم . محل امضا و مهر عضويت و متعهدين . حق تعهدنامه ثابت و براى تمام مدت عضويت ، ده تومان بود . . . » « 1 » هزينهء تهيّه و نشر جزوه‌ها و شب‌نامه‌ها و ديگر مخارج جوامع اربعه از همين محل تأمين مىگرديد . متأسفانه مديران اين جمعيتها نمىدانستند كه افراد جامعه از فقير و غنى داراى منافع طبقاتى يكسان ، و آرمانهاى مشترك نيستند ، آنها كه پول و قدرت دارند منفعتشان در اين است كه موقعيت اجتماعى و اقتصادى خود را حفظ كنند و كسانى كه از ستمگرى و استثمار ديگران رنج مىبردند ، مصلحتشان در اين است كه در سايهء وحدت كلمه و تشكيلات صحيح شانهء خود را از زير بار مظالم خالى كنند . عباسقلى خان رئيس جامع آدميت ، بدون توجه به موقعيت طبقاتى و اقتصادى اشخاص ، كه علت و ريشهء اساسى پيدايش اجتماعات و احزاب مختلف سياسى است ، محمد على شاه مستبد را با اخذ مبلغ معتنابهى به جامع آدميت ملحق مىكند و به قول محيط طباطبايى : « . . . با دريافت هزار اشرفى حق ورود ، ( محمد على شاه ) را هم « آدم » ساخت . . . » « 2 »

--> ( 1 ) . فراماسونرى در ايران ، ج 1 ، ص 639 . ( 2 ) . ميرزا ملكم خان ، ص يط .