مرتضى راوندى
238
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
فراموشخانه ، از دهن كسى بيرون بيايد ، تا چه رسد به ترتيب آن ، مورد كمال سياست و غضب دولت خواهد شد . . . » ناصر الدينشاه طى نيم قرن حكومت و فرمانروايى گاه براى نجات تاج و تخت و رهايى از بحرانهاى سياسى و اقتصادى به امثال امير كبير و سپهسالار متوسل مىشد ، ولى هيچگاه با اقدامات اصلاحى آن مردان بزرگ تاريخ معاصر ايران از صميم قلب موافق نبود و طبع خبيث و فاسد او به همكارى با امثال ميرزا آقا خان نورى و ديگر درباريان متملّق تمايل بيشترى داشت ؛ او همينكه احساس كرد از راه روزنامه و كتاب ممكن است مردم با مفهوم قانون ، عدالت ، حقوق فردى ، حقوق اجتماعى و آزادى نطق و بيان آشنا شوند ، نگران گرديد و به اعتماد السلطنه وزير علوم نوشت : « . . . همهء چاپخانهها و روزنامههاى ايران بايد زير نظارت اين اداره درآيد ، همچنين اداره مطبوعات دولتى كه در تهران قرار دارد ، بايد امور چاپخانهها را دقيقا دنبال كند و به آنها خاطر نشان كند تا از انتشار جزوهها ، كتابها و ساير اوراق چاپى كه بر خلاف « آداب ملى ! و عليه دولت است خوددارى كنند . . . » به اين ترتيب ، روزنامه وقايع اتفاقيّه و روزنامه ملتى ، كه ماهانه منتشر مىشد و ساير مطبوعاتى كه بعدها منتشر شدند ، هيچيك از « آزادى قلم » برخوردار نبودند و زير نظارت دقيق عمال دولت قرار داشتند . آخوندزاده كه مردى آزادانديش و اصلاحطلب بود ، از مطالعهء مطبوعات بىمغزى كه در ايران انتشار مىيافت ناراحت شد و مقالهيى انتقادى در 48 صفحه براى حكيم سامانى منشى روزنامه نوشت ، اين مقاله چون روح انتقادى داشت ، مورد تأييد محافل ارتجاعى قرار نگرفت و در مطبوعات ايران منتشر نگرديد . بطور كلّى مطبوعات اين دوره ، چون نمايانگر تمايلات و افكار عمومى نبود ، مردم باسواد و اهل سياست ، به مطالعهء آن رغبتى نشان نمىدادند ؛ در اين روزنامهها ، جز مطالب مبتذل دربارى ، به شرححال شعراى بىارزشى چون منوچهرى دامغانى و شمس الشعرا ميرزا محمد عليخان اصفهانى متخلص به سروش مىپرداختند ، در حالى كه براى وقوف به احوال شعرا بايد به تاريخ ادبيات فارسى رجوع كرد ، روزنامه بايد منعكس كنندهء اوضاع سياسى و اقتصادى مملكت باشد ، و چون در روزنامههاى اين دوره اثرى از انعكاس و تبليغ افكار و تمايلات مردم به چشم نمىخورد ، مردم از خريد و مطالعهء آن خوددارى مىكردند ، ناچار گردانندگان روزنامه چارهيى جز فروش اجبارى مطبوعات دولتى نداشتند . مستوفى الممالك وزير ماليه با مراجعه به دفاتر دولتى ، روزنامه را بين عدهيى از مقامات ديوانى تهران و شهرستانها سرشكن نمود و از آنان خواست كه در سر