مرتضى راوندى
216
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
صفوت آبى . خصوصا در اين اوان كه عاليجاه . . . از حضرت سپهر بسطت ، مرحلهپيماى طريق مراجعت گشته و از غرض مهربانيهاى كارگذاران آن درگاه شرح الطاف آن فروغبخش مصابيح دولت و جاه و ضيا « 1 » افزاى انجمن محبت گرديد و الحمد للّه از هردو جانب دقيقهاى از رسوم يكجهتى متروك نيست و گامى جز به نيروى عهود يگانگى مسلوك نه . كارگذاران دولت از اين سو اگر بر الواح ضمير نقش بندند صفحات خاطرها از آنجانب مرآتى « 2 » صافى است و هواخواهان شوكت از آن صوب اگر در بيان مهمى سخن برانند مصداق زبانها از اينجانب ترجمانى كافى ، و از اينرو ، آيينهء اقبال دوستان پاك است و منطق آمال دشمنان بر خاك . بريدان و معتمدان اين دولت در آن حضرت ، نسر « 3 » آسا و بختسان و عاكفند و ايلچيان و افيچالان « 4 » دولت فلكنشان اقبال مثال داير و واقف و در خدمات حضرتين فلك بسطت ثابت و مستقيمند و در عين استقامت گاه راجع و گاه مقيم . والسلام . » براى تكميل اين بحث و جلب توجه خوانندگان به پيشرفت و اصلاح نسبى و تدريجى نثر فارسى ، دو نامهاى كه از طرف فتحعليشاه به مناسبت كشتهشدن گريبايدوف ، سفير روس ، اولى در ربيع الاول و دومى در ذيحجهء سال ( 1245 ه . ق ) - بعد از ورود كنياز دولگوروكى ، سفير جديد به امپراتور روس نوشته شده و هردو انشاى ميرزا ابو القاسم قائم مقام فراهانى است ، در زير نقل مىشود : نامهء فتحعليشاه به امپراتور روس : « اول دفتر به نام ايزد دانا صنايع پروردگار حى توانا وجودى بيمثل و مانند و مبرا از چون و چند كه عادل و عالم است و قاهر هر ظالم ، پاداش هر نيك و بد را اندازه و حد نهاده ، به حكمت بالغهء خود بدكاران را زجر و عذاب كند و نيكوكاران را اجر و ثواب بخشد و دورد نامحدود بر روان پاك پيغمبران راستكار و پيشوايان فرخنده كردار باد ؛ و بعد ، بر رأى حقايق نماى پادشاه ذيجاه انصاف كيش و عدالتانديش ، تاجدار با زيب و فرّ ، شهريار بحر و برّ ، برادر والاگهر خجسته اختر ، امپراتور ممالك روسيه و مضافات ، كه دولتش با جاه و خطر است و رايتش با فتح و ظفر ، مخفى و مستور مماناد كه ايلچى آن
--> ( 1 ) . نور ( 2 ) . آينه ( 3 ) . نام دو ستاره ( 4 ) . Officials