مرتضى راوندى
148
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
پس از سپرى شدن عهد صفويه ، سالها در اثر فقدان امنيّت و جنگهاى فئودالى ، مردم ايران روى آرامش نديدند تا كريمخان زند روى كار آمد . به نظر ملك الشعراى بهار : « نبايد از فراغبال سى سالهء عصر كريمخان زند 1163 - 1193 غافل گرديد ، زيرا در اين مدت كه شيراز يكپارچه مهد امن و آرامش شده و مردم - خاصه اهل فضل و ذوق - در مهد آزادى افكار و استراحت و استخلاص از چنگال عناصر متعصّب و سطوت قهرمانان بيرحم ، در نهايت خوشى آرميده بودند ، كار درس و بحث و مطالعه و تتبّع بالا گرفت و مقام ادبيات كه مولود آزادى و فراغبال و ثروتست در شيراز ارتفاع پذيرفت . » « 1 » نمونه نثر فارسى در دوره افشاريه و زنديه احوال كريمخان « كريمخان اگرچه بالطّبع سرورپسند و لهوطلب . . . بود ، اين انديشه تيز در ضميرش نقش بست كه اشرار هر ديار را كه در شيراز جنّت آثار ساكن ساخته بود سرگرم كارى كند كه بيش گرد فتنه و فساد نگردند . . . و قدرت بر منازعه و مواضعه نيابند ، دار العلم شيراز را دار العيش كرد . . . مسند آراى ملك ( كريم خان ) به صيد و شكار شايق نبود ، ليكن . . . به صيد آهووشان غزاله روى راغب . . . شبها در شبستان ، عشرت شراب را با كباب تيهو . . . و با كبك خرامان طاوس رفتار خورشيد طلعت مىخورد . . . » « 2 » معروفترين شاعر دورهء افشاريان و زنديان ، هاتف اصفهانى است كه چنان كه ديديم ترجيعبند او سخت مشهور است . از اواخر قرن دوازدهم هجرى سبك هندى رو به فراموشى نهاد و شعرا و سخنگويان از شيوهء شاعرى متقدمان پيروى كردند ، فى المثل ، مجمر اصفهانى قصيدهپرداز معروف ، از اسلوب انورى و خاقانى پيروى مىكرد و نشاط ( معتمد الدوله ) از استادان سلف ، به امير معزى و حافظ گرايش داشت ؛ فتحعليخان صبا و وصال شيرازى ، قائم مقام ، قاآنى ، فروغى بسطامى ، سروش اصفهانى و محمود خان ملك الشعرا جملگى پيرو اساتيد كهن بودند و هيچيك فكر بديع و راه و رسم جديدى در شاعرى آغاز نكردند ؛ اينان نيز مانند اسلاف خود شعر مىگفتند و از مخدوم خود انتظار صله داشتند . در ميان شعراى سابق الذكر ، ميرزا ابو القاسم قائم مقام كه مردى فاضل و سياستمدار
--> ( 1 ) . نگاه كنيد به سبكشناسى بهار ، ج 3 . ( 2 ) . از حدائق الجنان