مرتضى راوندى
145
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
است كه در مجالس بعد از فاتحه و تكبير ، دعاى دوام عمر پادشاه ولىنعمت را مىنمايند ، از آنجا كه اين نحو تعظيم بيهوده و بيمعنى است ، خصوصا امر و مقرّر مىفرمائيم كه خوانين صاحب طبل و علم ، در اين مواقع حمد پادشاه حقيقى را به زبان بياورند . عموم رعايا و برايا اطاعت اين احكام و اوامر را بر عهده شناسند ؛ هركس از آن تخلّف ورزد ، مورد غضب شاهنشاهى خواهد گرديد . به تاريخ شهر صفر سنهء 1149 ه ( ژوئن 1736 م ) . . . » « 1 » نادر بطورى كه از گفتههاى او برمىآيد ، مذهب حقهء شيعه را بدعتى در عالم اسلام مىدانست و براى آنكه به جنگها و اختلافات مذهبى در داخل ايران ، و به روش خصومتآميز عثمانيها عليه ايران پايان بخشد ، اصرار داشت كه روحانيان با پيشنهادهاى او روى موافق نشان دهند . نادر در بسيارى از موارد دليريهاى على ( ع ) را بىارزش مىدانست و از رفتار او انتقاد مىكرد ( ! ) . . . و از مردم مىپرسيد چرا بهجاى استمداد از على ( ع ) از خدا كمك نمىخواهيد ؟ ظاهرا نادر در مقاصد مذهبى خود انگيزهء پيچيدهاى را دنبال مىكرد . در اواخر سال 1740 وى فرمان داد كه انجيل را به زبان فارسى ترجمه كنند ، ولى از طرز رفتار او در اين مورد چنين برمىآيد كه اين عمل از روى هوى و هوس است و طبق نقشهء ثابت و صحيحى نيست . اين امر تحت نظر ميرزا مهدى كه مرد نسبتا عالمى بود گذاشته شد و از چند تن از اسقفها و كشيشان ارمنى و چند نفر از مبلّغان كاتوليك و ملّاهاى ايرانى را دعوت كرد كه با او در اصفهان ملاقات كنند ، اما ملّاها دعوت او را نپذيرفتند ؛ زيرا اگر تغييرى در اوضاع پديد مىآمد به زيان مسلمانان تمام مىشد . . . بسيارى از آنان به ميرزا مهدى رشوههاى كلانى دادند تا از حضور معاف شوند . . . منبع معتبر آنها ترجمهيى قديمى از قرآن به زبان فارسى بود . كشيشى به نام « دهوين » « 2 » از مردم فرانسه در اين كار به آنان يارى كرد . . . در ماه مه بعد ( 1741 ) ميرزا مهدى با ملّاهاى ايرانى و چند تن از كشيشها از اصفهان حركت كردند تا به دربار كه در آنوقت در لشكرگاه و حوالى تهران بود بروند ؛ نادر آنان را نسبتا با احترام پذيرفت و نظرى سرسرى به كار آنها انداخت . . . قسمتى از آن ترجمه را براى او خواندند ، در اين مورد مطالب مسخرهآميزى دربارهء جنبههاى اسرارآميز مذهب عيسوى بر زبان راند و ضمنا مذهب كليمى را به باد ريشخند گرفت و همچنين از حضرت محمد ( ص ) و على ( ع ) انتقاد كرد ( ! ) نادر عقيده داشت كه نويسندگان انجيل در شرحهاى خود بيش از علماى مسلمان و كشيشان اختلاف دارند . . . و
--> ( 1 ) . زندگى نادر شاه ، اثر جونس هنرى ، ترجمهء دكتر دولتشاهى ، ص 161 . ( 2 ) . Des Vignes