مرتضى راوندى

128

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

كم طالعى نگر كه من و يار چون دو چشم * همسايه‌ايم و خانهء هم را نديده‌ايم ميرصيدى به هوش باش دلى را به سهو نخراشى * به ناخنى كه توانى گره‌گشايى كرد صائب سنگ بالين كن و وانگه مزهء خواب ببين * تا بدانى كه چه در زير سر مردان است ؟ فياض از مطلبهاى قابل توجه در تاريخ شعر اين دوره ، اصرار شاعران بود به ابتكار در سخنورى و آوردن معنيهاى تازه و مضمونها و حتى لفظهاى نو و به تعبير خودشان تازه‌گويى ؛ چنين نهضتى طبعا نتيجهء خستگى و ملالت شاعران از تكرار انديشه‌ها و گفته‌هاى پيشينيان بود ، ولى توفيق نهايى آنان در اين راه به آن سرعت كه پنداشته مىشد ، ميسر نگرديد و كار اين تجدد سبك و شيوه ، تا نيمه دوم از سده يازدهم يعنى دوران صائب به درازا كشيد . » « 1 » هاتف اصفهانى سيد احمد هاتف اصفهانى در شمار بزرگترين شاعران ايران در قرن دوازدهم هجرى است . وى در نيمه اول قرن دوازدهم در اصفهان متولد شد و به فراگرفتن رياضى و حكمت و طب پرداخت و از محضر ميرزا محمّد نصير اصفهانى و مشتاق دو شاعر نامدار آن دوران كسب فيض كرده است . وى معاصر صباحى و آذر و صهبا بوه و با آنان روابطى دوستانه داشته است . از اشعار هاتف ، ديوان كوچكى نزديك دو هزار بيت در دست است كه شامل غزل و قصيده و رباعى و قطعه و ترجيع‌بند است ؛ هاتف در نظم و نثر و در دو زبان عربى و پارسى توانا بوده . مرحوم وحيد دستگردى در مقدمهء ديوان هاتف مىنويسد : « همواره در جستجوى اشعار و قصايد عربى هاتف بودم تا خبر يافتم كه در تذكرهء نگارستان دارا ، تأليف ميرزا عبد الرزاق دمبلى موجود است و تذكره هم در كتابخانهء استاد سعيد نفيسى است ، با شوق كتاب را به رسم امانت گرفتم و اشعار عربى را استنساخ كردم . هاتف از نظر لفظ و معنى ، پيرو سعدى است و غزلهاى وى غالبا از غزليات شيخ متأثر است . به قول ادوارد براون و دكتر محمّد معين : « ترجيع‌بند هاتف ، بهترين آثار او و

--> ( 1 ) . دكتر ذبيح اللّه صفا ، تاريخ ادبيات در ايران ، جلد پنجم ، بخش يكم ، از ص 521 تا 544 . ( به اختصار )