مرتضى راوندى

123

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

وقتى اميناى نجفى شاعر ، يكصد تومان پولى را كه شاه عباس به او عطا كرده بود ، در اندك زمان در قهوه‌خانه‌اى صرف عشقبازى كرد ، و شاعرى ديگر به نام ادهم بيگ تركمان نيز از هوسبازى در قهوه‌خانهء « حاجى يوسف قهوه‌چى » كارش به رسوائى كشيد . شاهنامه‌خوانى در قهوه‌خانه در قهوه‌خانه ، شاهنامه و داستانهاى حماسى ديگر نيز خوانده مىشد و بسيارى از مردم براى شنيدن شاهنامه به آنجا مىرفتند . شاهنامه‌خوانى كار آسانى نبود و شاهنامه‌خوانان غالبا خود شاعر و اديب بودند . شاه عباس خود به شاهنامهء فردوسى علاقه بسيار داشت و در مجلس او شاعران سخن‌شناس و خوش‌آهنگ ، شاهنامه مىخواندند . از شاهنامه‌خوانان او يكى عبد الرزاق قزوينى خوش‌نويس بود ، كه سالى سيصد تومان حقوق داشت ، و ديگرى ملا بيخودى گنابادى ، كه در شاهنامه‌خوانى مشهور بود و سالى چهل تومان مىگرفت . از شاعرانى كه در قهوه‌خانه شاهنامه مىخواندند ، يكى ملا مؤمن كاشى معروف به يكه سوار بوده است ، كه وضع و لباس و اطوار خاص داشته . اين مرد قبايى باسمه‌اى با حاشيه‌هاى ملون مىپوشيد و طومارى به سر مىزد و بدين وضع به قهوه‌خانه مىرفت و شاهنامه مىخواند ، و قسمتى از آنچه از شاهنامه‌خوانى نصيبش مىشد به درويشان و مستمندان مىداد . يكى نيز ميرزا محمد فارسى بواناتى بود كه در قهوه‌خانه ، داستان حمزه را مىخواند ، قصه‌گويى و نقالى و مدح على ( ع ) و گفتارهاى دينى هم در قهوه‌خانه‌ها مرسوم بوده است . شعرا و مداحان و نقالان در ميان مجلس بالاى منبر يا چهار پايه‌اى مىايستادند و شعر مىخواندند يا نقل مىگفتند ، و عصايى را كه در دست داشتند به وضعى خاص حركت مىدادند . بازى در قهوه‌خانه : وضع قهوه‌خانه‌ها از زمان شاه عبّاس اوّل تا آغاز سلطنت شاه عبّاس دوم ، بدين منوال بود . در زمان اين پادشاه وزير اعظم او خليفه سلطان كه مردى متدين و متعصب بود ، به كار گماشتن جوانان خوبروى را در قهوه‌خانه ممنوع ساخت و از رقص و آوازهاى ناپسند جلوگيرى كرد . از آن پس در قهوه‌خانه مردم به نوشيدن قهوه و كشيدن قليان و چپق و بازيهاى مختلف مانند شطرنج و نرد و گنجفه و پيچاز و تخم‌مرغ بازى و امثال آنها سرگرم مىشدند . ورقهاى گنجفه از چوب ساخته مىشد و تصاوير آن را گاه نقاشان زبردست استاد