مرتضى راوندى
118
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
و در پيش هركس يك خوان بنهند و در پيش پادشاه يك خوان به طريقى كه مذكور شد و يك لنگرى ديوانى قليهچلاو و يك لنگرى قيمهچلاو . طريقهء سلطان على بيگ آنست كه در برابر پادشاه به دو زانوى ادب بنشيند ، خواه در وقت ماحضرى خوردن و خواه در وقت طعام و شيلان به مجلس آوردن . و توشمال را قاعده آنست كه در كار خود مشغول باشد و هر روز از پيشخدمتها احوال بپرسد و پيشخدمتها و انيسان پادشاه برسانند كه چه طعام بپزيم ؟ آنچه پادشاه بفرمايد آن را بپزند . و سواى فرمايش پادشاه مقرر شد كه هر روز دزده بريان و چلاو قليه ، و ليمو پلاو ، و ششده رنگه چلاوه ، سياه پلاو و بره پلاو ، زرده پلاو ، شكر پلاو ، كوكوچلاو با كباب مرغ بچه و شامى كباب و انار پلاو و دو پيازه و آش حبشى و آش ماست و آش ماهيچه و بورانى و قليهء مرغ و ماش پلاو و يخنى پلاو به اين قرار طباخان بپزند و حلويات هم به مجلس عالى حاضر كنند ، مثل حلواى دارچينى ، پالوده و فرنى و ساير حلويات كه مقرر فرمودهايم به مجلس حاضر كنند . و چون پادشاه سوار شود سه كس بر يخدانها سوار شوند و در يخدانها از خوردنيها مثل كباب مرغ و حلواها و يخنى و پنير و نانهاى روغنى و تفتان روغنى در طاسهاى نقره كرده در سفرههاى زربفت پيچيده در يخدانها بگذارند كه اگر پادشاه ( را ) در راه ميل خوردن شود حاضر باشد . و كلب سلطان يساول صحبت را مقرر كرديم كه هرگاه پادشاه سوار بود او پيشاپيش با يساولان يك تير پرتاب دور تر از پادشاه و مردم پادشاه يك تير پرتاب دور تر از پادشاه بيايند مگر خاصان و پيشخدمتان كه نزديك پادشاه باشند و نزديك پادشاه بروند و در محلى ( كه ) پادشاه سوار شود ، دوازده شاطر با زنگهاى زرين و قرقاولها بر بالاى كلاهها بزنند و قنطورههاى زربفت و نجقهاى زرين دربند دست بيندازند . تشريفات مسافرت : و چون پادشاه سوار شود ، كارخانهها را بار شتران كرده پيش از پادشاه روانه شوند و پيش خانه پيش از پادشاه بر شتران بادرفتار بار كرده به منزل ديگر خيمهها و بارگاه بزنند و طناب قورق بكشند و هر روز يك فرسخ يا دو فرسخ ( بيش ) نروند و سقايان و رابيهكشان ، مشكها و خيكها را پرآب كرده و بر استران بار كرده آب بپاشند و بيلداران پيشتر بروند و راهها هموار كنند و سقايان آب بپاشند تا گرد و غبار راه فرو نشيند . و مقرر فرموديم كه چون به دار السلطنهء هرات پادشاه برسد ، ايالت و شوكتپناه عليقلى خان مهماندار باشد و سركارى كارخانه و آنچه در اين حكم عزصدور يافته است ،