مرتضى راوندى

107

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

اهميت مقام صائب ، قطع نظر از فصاحت و روانى شعر ، در روح انتقادى ظريفى است كه در اشعار او ديده مىشود . شاعر در دورهء صفويه يعنى در عهدى كه بازار جمود ، زهدفروشى و تعصّبات و خونريزيهاى مذهبى رواجى تمام داشته ، اشعار تند و دقيقى در قدح زاهدان ريايى سروده و روش عوام فريبانهء آنها را به باد انتقاد گرفته است ، اينك چند بيت از منتخب آثار او : پشّه از شب‌زنده‌دارى خون مردم مىخورد * زينهار از زاهد شب‌زنده‌دار انديشه كن * * * چون هرچه مىرسد به تو از كرده‌هاى توست * جرم فلك كدام و گناه ستاره چيست ؟ * * * دشمن دوست‌نما را نتوان كرد علاج * شاخه را مرغ چه داند كه قفس خواهد شد * * * چون شود دشمن ملايم احتياط از كف مده * مكرها در پرده باشد آب زير كاه را * * * كار با عمّامه و قطر شكم افتاده است * خم در اين مجلس بزرگيها به افلاطون كند * * * وى در مقام مبارزه با روحانى نمايان بىمايه و زاهدان ريايى چنين مىگويد : چه سود اينكه كتبخانه جهان از توست * نه علم ، آنچه عمل مىكنى همان از توست مخور صائب فريب فضل ، از عمّامهء زاهد * كه در گنبد ز بىمغزى صدا بسيار مىپيچد عقل و فطنت به جوى نستانند * دور ، دور شكم و دستار است بعضى از اشعار صائب در فصاحت و يكدستى ممتاز است و هرگز نبايد او را با معاصرينش چون كليم كاشانى مقايسه كرد ، با اينحال نمىتوان منكر شد كه از بين صد هزار بيتى كه از صائب به يادگار مانده ، اشعار نامطلوب و استعارات خنك و دور از ذوق و ظرافت بسيار ديده مىشود با اين همه به جرأت مىتوان گفت از بين اشعار فراوان اين شاعر ، مىتوان ده هزار بيت ممتاز و يكدست به دست آورد . اكنون نمونه‌اى چند از اشعار دلنشين صائب را كه حاوى نكات ظريف اخلاقى ، اجتماعى و روح فلسفى و عرفانى است نقل مىكنيم : هيچ قفلى نيست در بازار امكان بىكليد * بستگيها را گشايش از در دلها طلب گر ز خاك آسودنت آسوده مىگردند خلق * تن به خاك تيره ده ، آسايش دلها طلب چشم چون بينا شود خضر است نقش هر قدم * رهبر بينا چو خواهى ديدهء بينا طلب