مرتضى راوندى

105

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

از جزئيات زندگى وحشى ، اطلاعات زيادى در دست نيست ، وى مردى « كل » بوده و در اشعار خود به اين معنى اشاره كرده است : نشستم دوش در كنجى كه سازم * سر كل را به زير فوطه پنهان در آن ساعت حكيمى در گذر بود * مرا چون ديد زينسان گشت خندان پريشان حال بودم من در آن‌وقت * ز فعل او شدم از سر پريشان به من گفتا كه دارويى مرا هست * كزان دارو سر كل راست درمان بيا تا بر سرت پاشم كه رويد * ترا مو بر سر از خاصيّت آن كشيدم از جگر آهى و گفتم * مگر نشنيده‌اى حرف بزرگان « زمين شوره سنبل برنيارد * درو تخم عمل ضايع مگردان » « 1 » وحشى در دوران حيات خود ، يعنى در قرن دهم ، شاعرى نامدار بوده و از او اقسام مختلف شعر از قصيده ، غزل ، قطعه ، رباعى ، تركيب‌بند ، ترجيع‌بند و مثنوى و تركيبات و ترجيعات و مسمّطات و مثنويات به يادگار مانده است . « 2 » مؤلف عرفات العاشقين كليات وى را در 9000 بيت گردآورده و مؤلف ميخانه ديوانش را شامل 4000 بيت دانسته است . گذشته از ديوان كه تقريبا شامل 5300 بيت است ، سه مثنوى از او مانده است : نخست : خلد برين بر وزن مخزن الاسرار نظامى در 592 بيت ؛ دوم : ناظر و منظور بر وزن خسرو و شيرين نظامى در 1569 بيت ، كه در 961 به پايان رسيده است ؛ سوم : فرهاد و شيرين يا شيرين و فرهاد در 1070 بيت كه ظاهرا در 962 ناتمام مانده و وصال شيرازى شاعر معروف قرن سيزدهم در 1265 قمرى آن را به پايان رسانيده است . آنچه از اشعار وى تاكنون انتشار يافته 8531 بيت مىشود . » « 2 » صائب تبريزى محمد على صائب تبريزى فرزند مردى تاجر پيشه به نام ميرزا عبد الرحيم بود كه از بازرگانان معتبر اصفهان به‌شمار مىرفت ؛ ظاهرا اين مرد به امر شاه عبّاس اوّل از تبريز به جانب عراق كوچ كرده و در اصفهان رحل اقامت افكنده است و در حدود 1010 هجرى صاحب فرزندى شده به نام محمّد على كه بعدها از بركت تعليم و تربيت و ذوق و استعداد ذاتى شاعرى نامدار شده است . صائب از خاك پاك تبريز است * هست سعدى گر از گل شيراز صائب چون به سن بلوغ و تمييز رسيد ، به مكه رفت ، ولى در مراجعت به اصفهان ،

--> ( 1 ) . سعدى . ( 2 ) . تلخيص از تحقيقات سعيد نفيسى ، از ص 4 تا 25 .