مرتضى راوندى
97
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
آثار بديعى در بوستان ادبيات جلوهگرى كرد ، كتاب عجايب البلدان نوشته ابو المؤيد ، كتاب شاهنامه ابو منصورى و شاهنامهء منظوم مسعودى مروزى و از همه مهمتر مقدمات تنظيم شاهنامه فردوسى در اين عصر فراهم شده است . علاوهبراين ترجمهء تاريخ طبرى توسط محمد بلعمى وزير منصور بن نوح و تأليف كتاب الابنيه فى حقايق الادويه توسط امام موفق الدين هروى و تاليف كتاب حدود العالم من المشرق الى المغرب در سال 373 به وسيلهء نويسندهء مجهولى در گوزگانان صورت گرفت ، ولى اين جنبش درخشان نهتنها در قرون بعد ادامه نيافت ، بلكه بسيارى از آثار گرانبهاى اين دوره كه محصول تلاش و كوشش مداوم شعوبيه بود ، در قرون بعد دستخوش زوال و نيستى گرديد ؛ و چنان كه گفتيم تركان غزنوى و سلجوقى مخصوصا سلطان محمود با احياء سنن و افتخارات ديرين ايرانيان روى موافق نشان نمىداد ، به همين علت در اين دوران بسيارى از محققين و علما آثار خود را به زبان عربى نوشتند كه از آن جمله آثار علمى بو على سينا ، محمد زكرياى رازى ، ابو ريحان بيرونى و تاريخ عتبى را مىتوان نام برد ، با اين حال در اين دوره ، رشتهء نگارش كتب فارسى يكباره پاره نشده و كتبى نظير تاريخ بيهقى ، تاريخ گرديزدى ، تاريخ سيستان ، قابوسنامه التفهيم ، كشف المحجوب و غيره به زبان فارسى منتشر شد . - بطور كلى سلطان محمود مانند سامانيان صميمانه خواهان احياء زبان و ادبيات فارسى نبود و صرفا براى خودنمائى و به قصد رقابت با ديگر سلاطين همعصر به دعوت اهل علم مبادرت مىكرد و دانشمندانى چون ابو على سينا و بو سهل مسيحى كه از مراتب تعصب و خودخواهى او باخبر بودند فرار از منطقه نفوذ او را برقرار ترجيح مىدادند ، جريان كتابسوزى محمود در رى و از بين بردن كتابخانهء بزرگ و نفيس آنجا كه به قولى ده مجلد فهرست داشته يكى از دلايل جمود فكرى و تعصب كودكانه محمود و پيروى او از سياست شوم خلفاى بغداد بوده است . در دورهء خوارزميان ، بار ديگر ادبيات فارسى تا حدّى مورد توجّه قرار گرفت و اين وضع تا حملهء مغول ادامه يافت ، پس از ايلغار مغول و سقوط كامل خلافت عباسى و عرب ، زبان و ادبيات آنها رو به فراموشى رفت و زمينهء رشد و توسعهء ادبيات فارسى در دربار مراغه و سلطانيه فراهم گرديد . از اين دوره كتبى نظير جهانگشاى جوينى ، تاريخ وصاف ، جامع التواريخ و كتب علمى زيادى نظير رسالات خواجه نصير الدين طوسى و بابا افضل به يادگار مانده است ، در نواحى نيمه مستقل نيز مردانى نظير سعدى شيرازى به انتشار آثار فصيح فارسى مشغول شدند و اين جنبش در دورهء تيموريان و ادوار بعد كمابيش ادامه يافت .