مرتضى راوندى
92
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مولوى گويد : گفت پيغامبر بتمييز كسان * مرء مخفى لدى طى اللّسان و در آداب سخن گفتهاند : اول سلام ، آنگاه سخن - السلام قبل الكلام و در اداء سخن دقت فراوان بايد كرد تا تناقض و تعارضى در گفتار مسموع نيفتد كه گفتهاند : كه قاضى از پس اقرار نشنود انكار . راجع به ارزش و مقام سخن بزرگان علم و ادب سخنهاى جالب و حكمتآميز گفتهاند . از جمله فردوسى فرمايد : سخن تا نگويى توانيش گفت * ولى گفته را باز نتوان نهفت سخن تا نگويى بود زير پاى * چو گفتى ورا بر سَرِ تُست جاى * سخن همچو مرغيست كش دام « كام » * نشيند به هرجا چو بجهد ز دام ( گرشاسبنامه اسدى ) « 1 » و مولوى در قصه بازرگان و طوطى ، به مقام « سخن » اشاره مىكند : من پشيمان گشتم اين گفتن چه بود * ليك چون گفتم پشيمانى چه سود نكتهء كان جَست ناگه از زبان * همچو تيرى دان كه آن جَست از كمان وانگردد از ره آن تير اى پسر * بند بايد كرد سيلى را ز سَر چون گذشت از سر جهانى را گرفت * گر جهان ويران كند نبود شگفت * اى زبان هم آتش و هم خرمنى * چند اين آتش درين خرمن زنى در نهان ، جان از تو افغان مىكند * گرچه هرچه گوييش آن مىكند اى زبان هم گنج بىپايان تويى * اى زبان هم رنج بىدرمان تويى هم صفيرُ خدعهء مرغان تويى * هم انيس وحشت هجران تويى چند امانم مىدهى اى بىامان * اى تو زِه كرده به كين من كمان برترى قلم بر شمشير : دبيران در دوران بعد از اسلام مخصوصا در دربار سلاطين و خلفا و فرمانروايان مقام و موقعيت حساسى داشتند ، تا آنجا كه عوفى مىنويسد : « هيچ صناعتى از حرفت دبيرى شريفتر نيست ، كه دبيران محرم اسرار ملوك و ناظم امور دولتها باشند . و آنك بنوك اقلام خود كفايت « 1 » كنند ، به حد حسام « 2 » مكفى نشود . . . »
--> ( 1 ) . انجام دهند . ( 2 ) . شمشير .