مرتضى راوندى
62
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ايشان هيچ تناقضى نمىديدند ، كه به سنت كهن ايرانى وفادار بمانند و اسلام را با زبان عربى بپذيرند ، دلبستگى مأمون نسبت به فارسيان و رميدگى او از عربان كه پيوسته پيكار مىكردند . ( طبرى بخش سوم ، ص 1142 ) همانا يك احساس فردى بود كه بىگمان بسيارى در آن شريك بودند ، اما تا فرارسيدن اين زمان ، اسلام مقدارى راه در جادهء فرهنگ جهانى پيموده بود ، بعضى از غير عربان ، مانند ابو مسلم خراسانى به فصاحت در زبان عرب مشهور بودند . نبايد فراموش كرد ، همچنانكه « فوك » گويد : عربانى كه در سراسر قلمرو خلافت در شهرها جايگزين شدند ، زبان اهل محل را فراگرفتند ، جاحظ از آمدن واژههاى فارسى در عربى ياد مىكند و از شاعرى « عرب العمانى » نام سخنساز مىكند كه منظومههايى در مدح هارون الرشيد سرود كه همه قوافى آن فارسى بود و آشكار است كه خليفه آن را درمىيافت . « 1 » » سپس يك شعر عربى از « اسود بن كريمه » شاهد مىآورد كه شامل 47 لغت است و سيزدهتاى آن فارسى است ، مرحله درآميختگى بااهميت يافتن خراسانيان در دستگاه خلافت در آغاز دوران عباسى آشكار مىشود ؛ وانگهى اين دودمان را ايرانيان مسلمانان خراسان بر سر كار آورده بودند و بنابراين شگفت نبود كه اين استان شرقى چنين پرنفوذ شد . از نظر ارزش « ادبيات عربى زبان عباسى بسيار با ادبيات اموى تفاوت يافته بود ، ادبيات عرب در زمان اموى بيشتر در حيطهء نفوذ بيابانگردان بود و صفت بيابانى و پيكارجويى و درشتخويى داشت ، بعدها شعراى عرب و غير عرب كه به عربى شعر مىسرودند ، از زندگى بدوى دور بودند و بدان شيفتگى و دلبستگى نداشتند . با اين تغييرى كه ناچار در زندگى ادبى جهان اسلامى پيش مىآمد ، شعر جديد عربى ، گوناگونى فراوان يافت و از نظر فنى صيقلى و پرداخته شد و در آن انديشههاى فلسفى و سرنوشت آدمى و مباحث ديگر اجتماعى راه يافت ، در عين حال با گذشت زمان ، شعر عربى تا قرن دهم ميلادى ( چهارم هجرى ) تكامل يافت و متكلف و متصنّع شده تا آنجا كه آفرينندهء نثرى خاص به نام مقامات يعنى بديع الزمان همدانى قادر بود كه شعر فارسى را در يك آن به شعر عربى برگرداند و ابياتى مىسرودند كه از چپ و راست به يكسان خوانده مىشد . . . چنين مىنمايد كه ايرانيان كه از همهء امتيازات زبان عربى در شعر و انواع فنون ادب بهره گرفته بودند رو به فارسى آوردند ، نه از آنرو كه ضد عرب گشته بودند ، بلكه از آنرو كه آن را وسيله بسازند براى بيان احساسات ، و ميدانهاى تازهاى بيابند و امكانات جديدى فراهم كنند و شنوندگان و خوانندگان تازهيى پيدا كنند . . .
--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 141 تا 144 .