مرتضى راوندى

503

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

اهل ايمان همه در خوفِ دمِ خاتمه‌اند * خوفم از رفتن تست اى شه ايمان تو مرو شمس تبريز حياتست لَبِ لعَلِ خوشت * مرو از پيش من اى چشمه حيوان تو مرو آشنايى با افكار و نظريات اجتماعى و مذهبى شمس براى آشنايى با افكار و انديشه‌هاى شمس ، برخى از گفته‌هاى او را نقل مىكنيم : « روزى در خانقاه نصر الدين وزير . . . اجلاس عظيم بود و جميع علما و شيوخ و عرفا و حكما و امرا و اعيان در آن مجمع حاضر بودند و هريكى در انواع علوم و فنون و حكم كلمات مىگفتند و بحث‌هاى شگرف مىكردند ، مگر مولانا شمس الدين در گنجى بسان گنجى مراقب گشته بود ؛ از ناگاه برخاست و بانگى بر ايشان زد كه : « تا كى بر زين اسب سوار گشته ، در ميان مردان مىتازيد ؟ و تا كى به عصاى ديگران به پا رويد ؟ اين سخنان كه مىگويند از حديث و تفسير و حكمت و غيره ، سخنان مردم آن زمان است كه هريكى در عهد خود به مسند مردى نشسته بودند و از حالات خود معانى گفتند ، چون مردان اين عهد شمائيد اسرار و سخنان شما كو ؟ » همشان از شرمسارى سر در پيش انداختند بعد از آن فرمود كه : « بعضى كاتب وحى بودند و بعضى محل وحى ، اكنون جهد كن كه هردو باشى ، هم محل وحى حق ، و هم كاتب وحى خود باشى ! » افلاكى ، 4 / 52 » « دگرگونى ، خلاقيّت و زايايى هنرى مولوى در زندگى دومّش ، تنها در شاعرى او ، خلاصه نمىشود ، بلكه در موسيقى ، و تأثيرپذيرى شعر و موسيقى و رقص ، از يكديگر ظاهر مىگردد . تصريح شده است كه مولوى موسيقى مىدانسته است و رباب مىنواخته است ( افلاكى ، 3 / 83 ) و حتى به دستور او ، تارى بر سه‌تار سنتى رباب مىافزايند . همچنين نيز تاكيد شده است كه تنوع گستردهء مولوى در انتخاب وزن و قالب شعر ، از موسيقىشناسى او پربار گشته است ؛ ليكن از جانبى ديگر نيز جاى ابهامى نيست ، كه مولوى تا پيش از آشنايى با شمس ، حتى سماع نمىدانسته است و آئين رقص چرخان را شمس ، به وى آموخته است . رقصى دايره‌وار كه هم امروز نيز بنا به شيوه‌هاى آن ، درويشان مولوى را به نام « درويشان چرخان » مىشناسند . بدينسان ، ورود شمس به « قونيه » و برخورد او با مولوى در 642 هجرى ( 1244 ميلادى ) يك رويداد بزرگ و پربار ادبى و هنرى در تاريخ ادب ايران است . شمس سازندهء مكتب مولوى ، و در تاريخ تصوف ايران ، تنها ، در مكتب مولوى است كه شعر ، موسيقى و رقص و عرفان همه درهم مىآميزند و از يكديگر متأثر مىشوند و از