مرتضى راوندى
463
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
سى و پنج سال كه گرمى كمتر شود تا چون به روزگار كهلى رسد گرمى و ترى هردو بسيار كمتر شده باشد و از پس شصت سالگى كه به روزگار پيرى رسد باقى گرمى و ترى اصلى همچنان كمتر مىشود تا آخر عمر . اين بود بخشى از نظرات او كه چندان ارزش علمى ندارد . » « 1 » محمد ميهنى يكى از منشيان و مترسلان اواخر قرن پنجم و آغاز قرن ششم هجرى ، محمد بن عبد الخالق ميهنى است كه از شرح احوال و چگونگى تحصيلات او اطلاعى نداريم ، آنچه مسلم است اينكه وى كتاب پرارزشى به نام دستور دبيرى تاليف كرد كه خوشبختانه به سال 1962 به اهتمام عدنان صادق ارزى در آنكارا تصحيح و منتشر شده است . اين كتاب چنان كه از نام آن پيداست از آداب و مقدمات صناعت دبيرى بحث مىكند و به داوطلبان فراگرفتن اين رشته طرز استفاده از وسايل كار چون قلم ، و دوات و كاغذ و راه و رسم كتابت حروف و نقطه و اعراب و طرز تنظيم نامه را برحسب موقعيت اجتماعى مخاطب ، و با توجّه به سنت و آئينى كه در آن روزگار جارى بوده مىآموزد و تعليمات و آموزشهاى لازم را به منشيان و مترسّلان داده و براى هرنوع مكاتبه نمونهيى آورده است . بااينكه زمان كتابت اين اثر معين نيست ، صاحبنظران با توجه به نحوهء انشاء و لغات و اصطلاحاتى كه مؤلف به كار برده ، تاريخ تاليف آن را در اواخر قرن پنجم مىدانند . نسخه موجود دستور دبيرى در سال 585 نوشته شده و يكى از نسخ گرانبهاى نثر قديم فارسى است اينك نمونه انشاء مصنوع و پرتكلف او را مىآوريم : وصف اشتياق محمد ميهنى در كتاب خود نمونهء اقسام مختلف از نامهها را بنابر روش آن روزگار نوشته و بهعنوان سرمشق مترسلان در كتاب خود آورده است . اينك نمونهيى از نامههاى اشتياق و جواب آن درينجا نقل مىشود . « خدمتكار مجلس شريف نهچندان اشتياق دارد به ديدار ميمون و طلعت همايون كه زفان و قلم به كنه « 2 » آن رسد و شرح بيان داد آن دهد ، و شب و روز آن جمال جهانافروز نصيب ديده و مثال خيالست و آن فر فرخنده انيس خاطر و سمير « 3 » ضمير ، و همه آرام دل و
--> ( 1 ) . نقل از ذخيرهء خوارزمشاهى ، چاپ دانشگاه تهران . ( 2 ) . غور و پايان ( 3 ) . داستانگزار ، افسانهگو .