مرتضى راوندى
46
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
خوشنويسى : پس از دوره زندگى طولانى « ياقوت » و شروع قرن هشتم باب تازهاى در خوشنويسى باز نشد و پيروان سبك ياقوت مخصوصا شاگردان او كه شش تن بودند به استادان ششگانه معروف شدهاند . . . اين استادان همه ايرانى بودند و آثار كمنظير ايشان از نفايس آثار هنرى اسلامى و موجب سرفرازى و افتخار و نمايندهء استعداد سرشار و ذوق ايرانيان در اين هنر است . . . قرن هشتم و نهم و دهم هجرى از دورههاى درخشان رواج و پيشرفت و تكامل هنر خوشنويسى است . . . در حدود اواسط قرن هشتم هجرى متناوبا سه خط ديگر در ميان خطوط اسلامى جلوهگر شده كه بايد آنها را خطوط خاص ايرانى دانست ، زيرا اگرچه الفباى اين خطوط همان الفباى ماخوذ از عربى است ولى شكل و تركيب آن با ساير خطوط اسلامى متفاوتست و حتى تركيب و گردش حروف در آنها شباهت به خطوط باستانى ايرانى ، يعنى پهلوى و اوستائى دارد . اين سه خط كه به نام تعليق ، نستعليق و شكستهء نستعليق شناخته شده است به تناوب در ظرف مدت سه قرن وضع شد و ايرانيان با سليقهء مخصوص خود ، در اندك زمانى شيوائى آن خطوط را به درجه كمال رسانيدند . . . » « 1 » بهنظر ابن نديم : « تا آغاز دولت عباسى ، مردم به همان شيوهء خط قديم ( يعنى خط مكى ، مدور ، كوفى ، بصرى و جز اينها ) مىنوشتند ، همينكه خاندان هاشمى ظاهر گرديد نوشتن قرآن به آن خطوط اختصاص يافت ، خطى پيدا شد كه به آن خط عراقى مىگفتند ، و همان خط « محقق » بود كه با آن خطّ « وراقى » نيز گفته مىشد ، و اين خط مرتبا رو به ازدياد و زيبائى گذاشت ، تا كار خلافت به مأمون رسيد ، و اصحاب و نويسندگان او به نيكو ساختن خط خود پرداختند ، و مردم بر سر اين كار باهم تفاخر داشتند ، تا آنكه مردى به نام « احول محرر » پيدا شد كه از پرورشيافتگان بر مكيان بود و به معانى خط و اشكال آن دانش بهسزائى داشت ، او قواعد و قوانين خط را روشن كرد ، و آن را درجهبندى نمود ، و نويسندهء نامههايى بود كه از طرف سلطان براى ملوك اطراف ، در طومارها فرستاده مىشد . . . وى در درجهبندى خطوط ، قلمهاى سنگين را در مرتبه اول قرار داد ، از آن جمله قلم طومار بود كه بر ساير قلمها برترى داشت و يك طومار تمام با سعف ( شاخه خشك خرما ) نوشته مىشد ، و گاهى هم با قلم مىنوشتند و نامههاى ملوك به آن خط فرستاده مىشد . و آن اقلام : - قلم ثلثين ، قلم سجلات ، قلم عهود ، قلم مو امرات ، قلم امانات ، قلم
--> ( 1 ) . ر . ك : ايرانشهر ، ج 1 « خط »