مرتضى راوندى

449

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

دور نگر ، كاندرو چو من كسى از چرخ * در پى ترتيب خورد و خواب نيامد « در ميان قصيده‌سرايان زبان فارسى ، ظهير يكى از چهره‌هاى برجسته به شمار مىرود و همواره در ترجيح ميان او و انورى بين سخن‌سنجان اختلاف بوده است ، و هريك طرفدارانى داشته‌اند ، و حتى در قرن هفتم ه . ق اين كار به استفتا و اظهارنظر كشيده است و از مجد الديّن همگر درباره شعر او و انورى نظر خواسته‌اند ، و مجد همگر ، انورى را بر او ترجيح داده است ، علت اينكه او را با انورى در يك سطح قرار داده و باهم سنجيده‌اند گويا نزديكى شيوه بيان و مراتب فضل و شيوهء خيال‌پردازى اين‌دو سراينده است . ديوان ظهير چندين‌بار در ايران به چاپ رسيده است . « 1 » » جمال الدين اصفهانى جمال الدين عبد الرزاق اصفهانى ، در اصفهان متولد شد ( فوت 588 ه . ق ) و در دورهء نوجوانى يك‌چند به زرگرى و نقاشى دل بست ولى ديرى نگذشت كه به فرهنگ و دانش روى آورد و از دكان ، رخت به مدرسه كشيد و در عالم شعر و شاعرى ، نام و نشانى كسب كرد ؛ از اصفهان به آذربايجان و از آنجا به شهر گنجه روان شد و در وصف آب و خاك اين خطّه چنين گفت : چو شهرِ گنجه اندر كُلّ آفاق * نديدستم حقيقت در جهان خاك كه رنگ خلد و بوى مشك دارد * گلابش آب باشد زعفران خاك شاعر در دوران حيات از درد چشم و لكنت زبان رنج مىبرد ، چنان كه خود گويد : گويند كَج زبانم كَجِ باش گوزبان * چون هست در معانى و در لفظ استوا طَرفِ كلاهِ خوبان خود كَج نكوترست * ابروى زلف دلبر كج بهتر و دوتا وى برخى از سلاجقه عراق و بعضى از امراى آل باوند مازندران و برخى از روساى آل خجند و آل صاعد اصفهان را مدح گفته و با شاعران معاصر خود چون خاقانى ، انورى و وطواط مشاعره و مكاتبه داشته است : اشرف و وطواط و انورى سه حكيمند * كز سخن هرسِه شُد شكفته بهارم و در بيت زير خود را با خاقانى و « مجير » مقايسه مىكند : ولى به شعر گر افزون نِيَم ز خاقانى * به هيچ حال تو دانى كه كم نيم ، زمجير

--> ( 1 ) . دايرة المعارف فارسى ، ج 2 ، ص 1648 .