مرتضى راوندى
421
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
اين بود شمهيى از افكار و انديشههاى پانتهئيستى عطار كه عمرى در طلب « حق و حقيقت » جستجو و تلاش نمود و سرانجام همهچيز را نمود و مظهرى از خدا شمرد . قرنها بعد « اسپينوزا » متفكر غرب كمابيش از اين مكتب يعنى « پانتهئيسم » پيروى نمود . در اشعار زير ، عطار بار ديگر از اينكه به اسرار حيات و رموز زندگى ناپايدار بشر دست نيافته است اظهار ملال مىكند : ندارد دردِ ما درمان دريغا * بماندم بىسروسامان دريغا در اين حيرت فلكها نيز ديريست * كه مىگردند سرگردان دريغا رهى بس دور مىبينم درين راه * نه سر پيدا و نه پايان دريغا چونه جانان بخواهد ماند نه جان * ز جان دردا و از جانان دريغا عزيزانِ جهان را بين كه يكراه * شده با خاك ره يكسان دريغا بيا تا در وفاى دوستداران * فروباريم صد طوفان دريغا همه ياران به زير خاك رفتند * تو خواهى رفت چون ايشان دريغا پس از و صلى كه همچون باد بگذشت * درآمد اين غم هجران دريغا براى نان چه ريزى آبرويت * كه آتش ، بهتَرَت زان نان دريغا تو را تا جان بود نان كم نيايد * چه بايد كند چندين جان دريغا خداوندا همه عمر عزيزم * ز جهل آوردهام به زيان دريغا چو دوران جوانى رفت بر باد * بسى گفتم در اين دوران دريغا نشد معلوم من جز آخر عمر * كه كردم عمر خود تاوان دريغا مرا گر عمر بايستى ، خريدن * تلف كى كردمى زين سان دريغا ناصر خسرو حكيم ابو معين ناصر بن خسرو بن حارث قباديانى بلخى ، ملقب به حجّت از شعرا و صاحبنظران و پژوهندگان بزرگ قرن پنجم هجرى است . ولادتش در سال 394 هجرى در بلخ و وفاتش در قلعه يمگان از نواحى بدخشان به سال 481 هجرى اتفاق افتاد . وى زندگى پرفراز و نشيبى را از سر گذرانيد ، در جوانى يكچند سمت دبيرى عمال خراسان را داشت ، ولى چون مظالم دستگاه دولتى و ديوانى را ديد از اين كار دلسرد شد و بر اثر تحولى كه در افكار و انديشههاى او پديد آمد چون حجة الاسلام غزالى از سياست دورى گزيد و به تحقيق و تتبّع و سير آفاق و انفس پرداخت . پس از چندبار زيارت حج راه مصر پيش گرفت و به خدمت المستنصر باللّه خليفه فاطمى رسيد و در سلك اسماعيليان درآمد و چون توجه و اعتماد خليفه را به خود