مرتضى راوندى
387
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
هرگاه معانى متابع الفاظ افتد سخن دراز شود و كاتب را مكثار « 1 » خوانند و المكثار مهذار « 2 » . اما سخن دبير بديندرجه نرسد تا از هر علم بهرهيى ندارد و از هر استاد نكتهيى ياد نگيرد و از هر حكيم لطيفهيى نشنود و از هر اديب طرفهيى اقتباس نكند ، پس عادت بايد كرد به خواندن كلام ربّ العزّة و اخبار مصطفى و آثار صحابه و امثال عرب و كلمات عجم و مطالعهء كتب سلف و مناظرهء صحف « 3 » خلف . . . » « 4 » نظامى عروضى در چهار مقاله ، از دعوت سلطان محمود از ابو على سينا و ابو نصر عراق چنين ياد مىكند : « . . . شنيدم كه در مجلس خوارزمشاه چند كساند ، از اهل فضل كه عديم النّظيرند ، چون فلان و فلان بايد كه ايشان را به مجلس ما فرستى ، تا ايشان شرف مجلس ما حاصل كنند و ما به علوم و كفايت ايشان مستظهر شويم و آن منت از خوارزمشاه داريم ، و رسول وى خواجه حسين بن على ميكال بود ، كه يكى از افاضل و اماثل عصر و اعجوبهيى بود از رجال زمانه و كار محمود در اوج دولت ملك او رونقى داشت و دولت او علّوى ، ملوك زمانه او را مراعات همى كردند و شب از او به انديشه همى خفتند . خوارزمشاه خواجه حسن ميكال را به جاى نيك فرود آورد و علفه شگرف فرمود و پيش از آنكه او را بار داد ، حكما را بخواند و اين نامه بر ايشان عرضه كرد و گفت محمود قوى است و لشكر بسيار دارد و خراسان و هندوستان ضبط كرده است و طمع در عراق بسته ، من نتوانم كه مثال او را امتثال ننمايم و فرمان او را به نفاذ نپيوندم ، شما در اين چه مىگوييد ؟ ابو على و ابو سهل گفتند : ما نرويم ، اما ابو نصر و ابو الخير و ابو ريحان رغبت نمودند كه اخبار صلات و هبات ( بخششها ) سلطان همى شنيدند ، پس خوارزمشاه گفت : شما دو تن را كه رغبت نيست ، پيش از آنكه من اين مرد را بار دهم ، شما سر خويش گيريد ، پس خواجه اسباب ابو على و ابو سهل بساخت ، و دليلى همراه ايشان كرد و از راه گرگان روى به گرگان نهادند ، روز ديگر خوارزمشاه ، حسن على ميكال را بار داد و نيكوييها پيوست و گفت : نامه خواندم ، بر مضمون نامه و فرمان پادشاه وقوف افتاد ، ابو على و ابو سهل برفتهاند ، ليكن ابو نصر و ابو ريحان و ابو الخير بسيج مىكنند كه پيشخدمت آيند و به اندك روزگار ، برگ « 5 » ايشان بساخت و با خواجه حسن ميكال فرستاد و به بلخ به
--> ( 1 ) . پرگوى ( 2 ) . بيهودهگوى ( 3 ) . دفترها و كتابهاى گذشتگان ( 4 ) . نقل از چهار مقاله ، طبع قزوينى ، ص 76 به بعد . ( 5 ) . وسايل حركت