مرتضى راوندى

367

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

به آغالِشِ « 1 » هركسى بد مكن * نشانه مشو پيش تير سخن كرا چهره زشت از سرشتش « 2 » نكوست * مكن عيب كان زشت چهره نه زوست نكوكار با چهرهء زشت و تار * فراوان ، به از نيكوى زشت‌كار گناهى كه بخشنده باشى ز بُن « 3 » * سخن زان دگرباره تازه مكن مكن بد كه چون كردى و كار بود * پشيمانى از پس ندارَدت سود فخر الدّين اسعد گرگانى ارزش تاريخى ويس و رامين از شعراى نامى قرن پنجم و معاصر ابو طالب طعزلبك ، محمد بن ميكائيل ( 432 - 455 ) است كه و خود به اين موضوع در مقدمه ويس و رامين اشاره كرده و گفته است : ابو طالب شهنشاهِ معظّم * خداوندِ خداوندانِ عالم بهر كس زو رسيده عزّ و نعمت * ملك طغر لبك آن خورشيد همت در لباب الالباب ، عوفى در وصف حال اين داستانسراى بزرگ چنين آمده است : « كمال فضل و جمال هنر و غايت ذكاء « 4 » و ذوق شعر او ، در تاليف كتاب ويس و رامين ، ظاهر و مكشوف است . » در لغت‌نامه دهخدا در پيرامون معتقدات مذهبى اين شاعر چنين آمده است : « فخر الدين اسعد مردى مسلمان و بر مشرب اهل اعتزال يا فلاسفه بوده است و اين معنى را از وصف و ستايش او از يزدان و كيفيت خلق عالم و وصف مخلوقات كه در آغاز منظومه آمده است ، در نهايت وضوح مىتوان دريافت ؛ در همين ابيات است كه فخر الدين اسعد ، نفى رويت از خداوند كرده و جسميّت يا تشبيه ، و چون و چندى و كجايى و كيى را از وجود او دور دانسته است : نه بتواند مر او را چشم ديدن * نه انديشه در او داند رسيدن نه نيز اضداد بِپذيرد ، نه جوهر * نه زان گردد مر او را حال ديگر

--> ( 1 ) . تحريك و فتنه‌انگيزى ( 2 ) . اخلاق ( 3 ) . اساس ( 4 ) . هوش