مرتضى راوندى
34
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
حجاز و يمن مىپيوست ، مردم به زبانى كه ريشه و اصل زبان امروز است ، سخن مىگفتهاند . » « 1 » « . . . قديمىترين يادگارى كه از زندگى نياكان باستانى ما باقيست ، نسكهاى اوستاست كه شامل سرودهاى دينى و احكام مذهبى نياكان و محتوى تواريخى است كه شاهنامه فردوسى نمودار آنست و مطالب تاريخى آن كتاب از كيومرث تا زمان گشتاسب شاه مىپيوندد و پادشاهى اپردانه ( پيشداديان ) و ( كيان ) و زمانه هفت خدايى ( مراد هفت پادشاهى است ) با هجوم بيگانگان مانند اژىدهاك ( ضحاك ) و افراسياب ترك تا پيدا آمدن ( زرتشت سپتيمان ) را شرح مىدهد . اين روايات همهجا مىرساند كه رشته ارتباط سياسى ، اجتماعى و ادبى ايران هيچوقت نگسسته و زبان اين كشور نيز به قديمىترين زبانهاى تاريخى و ماقبل از تاريخ مىپيوندد و گاثهء زردشت نمونه كهنترين آن زبانهاست . » « 2 » خصوصيّات زبان و دگرگونىها و تغييرات آن از آنچه گذشت نتيجه مىگيريم كه زبان هر كشور پديدهايست كه مانند ديگر پديدههاى اجتماعى دائما در معرض تغيير و دگرگونى است ، منتها تغيير زبان ، مانند تغيير ديگر آداب و سنن اجتماعى به زودى صورت نمىگيرد ، بلكه اين تغيير تدريجى و محتاج به زمانى طولانى است ؛ لشكركشىها ، نفوذ تمدنها و فرهنگها و هجوم اقوام و قبايل و غيره در تغيير زبان و گاه در بالا بردن و ترقى علوم و فنون عامل موثرى است . بعضى از صاحبنظران سير تكاملى زبان فارسى را به دورههاى سهگانه زير تقسيم مىكنند : « 1 - دوران زبان فارسى باستان ( از تاريخ انشعاب زبانهاى ايرانى از مجموع آريائى يعنى به تقريب از آغاز هزاره دوم پيش از ميلاد تا قرن چهارم و سوم پيش از ميلاد ) 2 - دوران زبان فارسى متوسط ( از قرن چهارم و سوم پيش از ميلاد تا قرن هشتم و نهم بعد از ميلاد )
--> ( 1 و 2 ) . همان كتاب ، ص 3 و 4