مرتضى راوندى

302

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

دبيران رسايل ، و اهل علم و ادب براى نشان دادن مراتب فضل و دانش خويش ناچار بودند كه نه‌تنها آيات قرآن كريم ، بلكه بسيارى از متون ادبى عرب را به‌خوبى فراگيرند و در كتب و آثار و نامه‌هاى رسمى و غير رسمى به تناسب موضوع به قرآن و ديگر شاهكارهاى زبان عرب استشهاد و استناد جويند و اثر و نوشتهء خود را با اين منتخبات موزون ، زينت و صفايى بخشند . از اواخر قرن چهارم به بعد ، سلاطين غزنوى ، اراضى و مناطق وسيعى را در مشرق و جنوب منطقه نفوذ خود به چنگ آوردند ، از جمله در نتيجهء تصرف قسمتى از خاك سند و هندوستان همراه با ترويج و تبليغ دين اسلام ، عدهء زيادى از لشكريان و دبيران و كارمندان ديوانى از سرزمين خراسان به خاك هند رهسپار شدند ، به‌تدريج مردم مناطق مفتوحه ضمن قبول اسلام با زبان و ادبيات فارسى كه زبان زمامداران عصر بود ، آشنا و مأنوس شدند . « بعد از محمود چنان كه مىدانيم ، حكومت غزنوى همچنان در اراضى مفتوحه هند برقرار ماند و حتى بعضى از اين سلاطين كوشيدند تا نواحى تازه‌يى از هندوستان را بر متصرفات قديم غزنوى بيفزايند ، اينست كه از اواسط قرن پنجم به بعد در مراكز مهم حكومت سند و پنجاب و ولايتهاى نزديك به اين نواحى ، زبان فارسى رايج بوده و شاعرانى پارسىگوى از بلاد آن حدود برخاسته‌اند ، نخستين شاعر بزرگ اين نواحى مسعود بن سعد لاهورى است كه چنان كه خواهيم ديد ، از يك خاندان مهاجر ايرانى ، در لاهور متولد شد . » « 1 » بعد از غزنويان زبان و ادب فارسى به حيات خود در هندوستان ادامه داد ، چه سلاطين غورى و مماليك « 2 » در دوران قدرت ، پناهگاهى براى ادبا و اهل علم و فرهنگ به شمار مىرفتند و عده زيادى از خداوندان ادب و فرهنگ كه از برابر سيل وحشيان مغول گريخته بودند به دربار مماليك غورى روى آوردند و در پناه حمايت آنان زبان فارسى در سرزمين هند ريشه گرفت ؛ و عده‌يى شاعر و نويسنده پارسىگوى در آن منطقه ظهور كردند ، علاوه‌بر هندوستان ، سلسله‌هايى كه در حدود شام و آسياى صغير زير نفوذ سياسى حكومت بودند ، در دربار و ديوانهاى خود به نشر زبان و ادبيات فارسى همت گماشتند ، تا آنجا كه تنى چند از نويسندگان و شعراى نامدار ، در شهرهاى آسياى صغير به نشر آثار و افكار خود به زبان پارسى پرداختند كه از آن ميان ، مولانا جلال الدين رومى شهرت جهانى دارد .

--> ( 1 ) . دكتر ذبيح إله صفا ، تاريخ ادبيات در ايران ، ج 2 ، صفحه 331 ( 2 ) . غلامان و مامورين مستعد و لايقى بودند كه معمولا از طرف قدرتمندترين شهرياران با اختيارات تام به امارت و فرمانروايى مناطق مختلف گمارده مىشدند و مقام و موقعيت آنان غالبا مورد تأييد خليفه بغداد نيز قرار مىگرفت .