مرتضى راوندى
273
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
دلبستگى صوفيان به رقص و سماع ، و مخالفتها و مبارزاتى كه بطور نهان و آشكارا گروهى از روحانيون با سران فرقه صوفيّه داشتند آشنا شد . علاوهبراين ، مطالعه اين كتاب ، ما را به بعضى از آداب و سنن اجتماعى ايرانيان در قرن ششم هجرى قمرى ، از جمله كيّفيت دعوت و پذيرايى از مهمانان و انواع اغذيه و ميوههايى كه معمولا در سفرهها مىچيدند ، آشنا مىكند و نشان مىدهد كه مردم ايران تا قبل از حمله مغول ، در شرايط اجتماعى مناسبى مىزيستند . و شور زندگى و علاقه به حيات توام با آسايش ، در طبقات متوسط و بالاى اجتماع كمابيش وجود داشته است . اكنون نمونهيى از نثر و مطالب و مضامين كتاب را مىآوريم : « الحكاية » آوردهاند كه استاد امام ابو القاسم قشيرى رحمة الله عليه يك شب با خود انديشه كرد و گفت فردا به مجلس شيخ بو سعيد شوم و از او بپرسم كه شريعت چيست و طريقت چيست ؟ ديگر روز به مجلس شيخ آمد و بنشست ، شيخ در سخن آمد پيش از آنكه استاد امام سئوال كند شيخ گفت اى كسى كه مىخواهى كه از شريعت و طريقت بپرسى بدانكه ما جملهء علوم شريعت و طريقت را به يك بيت آوردهايم و آن اينست : از دوست پيام آمد كاراسته كن كار * اينك شريعت مهر دل پيش آر و فضول از ره بردار * اينك طريقت امام الحرمين ابو المعالى جوينى رحمة اللّه عليه گفته است كه هرچه ما در كتابها بخوانديم و بنوشتيم و تصنيف كرديم و بسيارى رنج به ما رسيد آن سلطان طريقت و شريعت شيخ بو سعيد درين يك بيت بيان كرده است . » « 1 » ( الحكاية ) از شيخ زين الطايفه عمر شوكانى شنودم كه گفت از امام احمد مالكان شنودم كه گفت روزى شيخ ما ابو سعيد با استاد امام ابو القاسم قشيرى و جمع بسيار از متصوّفه قدس اللّه ارواحهم در بازار نيشابور مىشدند بر در دوكانى شلغم جوشيده بود نهاده ، درويشى را نظر برآن افتاد مگر دلش بدان ميلى كرد شيخ ما به فراست بدانست هم آنجا كه بود عنان باز كشيد و حسن را گفت كه به دوكان آن مرد شو و چندانكه آنجا شلغم و چگندر است بخر و بيار و همانجا مسجدى بود و شيخ دران مسجد با استاد امام و با جمع متصوفه درآمد و حسن بدان دوكان شد و چندانكه شلغم و چگندر بود بخريد و
--> ( 1 ) . اسرار التوحيد ، پيشين ، ص ، 64