مرتضى راوندى
270
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
دعوى پيغمبرى و مهدويّت در زمان غزّالى يافعى در جزو چهارم مرآت الجنان و ابن جوزى در كتاب منتظم در وقايع سال 499 مىنويسند ، كه در اين سال مردى در نهاوند دعوى نبّوت كرد . سحر و مخرقه در كار داشت خلقى از روستاييان به دو گرويدند و املاك خود را فروخته به دو تقديم كردند ؛ چهار تن از اصحاب خود را نام چهار پيغمبر داده ايشان را به اسامى ابو بكر و عمر و عثمان و على مىخواند ، و عاقبت او را بكشتند . ابن جوزى هم در وقايع سال 483 مىنويسد در ماه جمادى الاولى از اين سال شخصى در بصره كه او را « تليا » مىخواندند دعوى مهدويّت كرد و كتابخانهء آنجا را كه قبل از عهد عضد الدولهء ديلمى تأسيس شده بود بسوخت ؛ و در سال 484 نامهيى به مردم واسط نوشت و ايشان را به مهدويّت خويش دعوت كرد . وقوع اين قضايا كه شايد نظاير ديگر هم داشته نمودارى است از جهل و بىخبرى مردم و اختلافات و دعاوى مذهبى در عهد غزّالى ، يكى از شاگردان غزّالى به نام محمّد بن عبد اللّه بن تومرت هم ادّعاى مهدوّيت كرد . موقعيّت غزّالى و لقب حجّة الاسلام امام محمّد غزّالى لقب حجة الاسلام داشت . اين لقب دربارهء او از قبيل القاب تعارفى بىمعنى نبود ، بلكه مانند « ثقة الاسلام » در مورد كلينى « 1 » متوفّى 329 و علم الهدى در مورد سيد مرتضى ( متوفى 436 ) و آية اللّه براى علامه حلى به شايستگى و معنى حقيقى استعمال مىشد . غزالى در دورهء مجادلات مذهبى كه سرگذشت آن را بازنموديم بوجود آمد . . . در جريان اين جدالها ، غزالى يك تنه با يك دنيا مخالف مىجنگيد و بهواسطهء مهارت فوق العاده كه در كار داشت همهجا فتح و پيروزى نصيب او شد ، ارباب مذاهب
--> ( 1 ) . ابو جعفر محمّد بن يعقوب بن اسحق كلينى رازى از محّدثين بزرگ شيعه و از مؤلفاتش كتاب كافى ، جزو كتب اربعهء اماميّه است . سه كتاب ديگر عبارت است از تهذيب و استبصار تأليف شيخ توسى ( محمّد بن حسن 385 - 465 ) و من لا يحضره الفقيه تأليف شيخ صدوق ( محمّد بن على بن بابويه متوفّى 381 ) .