مرتضى راوندى

262

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

عودت فرمود . ظاهرا در سال 502 يا 503 هجرى كه غزّالى 53 سال عمر گذاشته بود باز از طرف پادشاه دعوت و درخواست شد كه به دربار برود تا سلطان و مقرّبانش از حضور و بركات انفاس او كامياب گردند . غزّالى محض اينكه برآوردن خواهش را چندان سرپيچى نكرده باشد از توس به مشهد رضا عليه السّلام آمد و از آنجا نامه‌يى نوشت كه سابقا نقل كرديم و عذر خدمت خواست و دوباره به طوس برگشت . غزّالى در پنج شش سال آخر عمرش با جدّ و جهدى تمام به عبادت و خلوت و تعليم و تربيت و هدايت و ارشاد طالبان ، اشتغال داشت . جمعى را به حال و گروهى را به قال به طريق كمال معرفت راهنمايى مىفرمود . نزديك خانهء خويش خانقاهى براى صوفيّه و مدرسه‌يى براى طلّاب داير و اوقات شبانه‌روز خود را ميان چند كار قسمت كرده بود . يك بخش به عبادت و رازونياز با خداى خويش كار مىكرد . و بخشى به تعليم و هدايت طلّاب علوم ، و بخشى به‌تربيت و تكميل صوفيان و صاحبدلان مىپرداخت . و پيوسته نزديك 150 متورّع زير دست او تربيت مىشدند . جمع صورت با چنين معنىِّ ژَرف * راست نايد جز ز سلطانى شگرف از دانشمندان جهان كم كسى را مىشناسيم كه واقعا جامع دو مقام صورت و معنى و ظاهر و باطن باشند . دسته‌يى در مقام ظاهر ماندند و قدمى فراتر ننهادند . و گروهى چون پاى به عالم حقيقت ، گذاردند ، چندان محو حقايق و چنان از بوى گل مست شدند كه دامنشان از دست برفت و ازيشان خبرى باز نيامد . تنها معدودى از پختگان اين راه را مىشناسيم كه پس از وصول به مقام حقيقت دوباره روى به عالم خلق كرده و وظيفهء درونى يا تكليف الهى خويش را انجام داده باشند . غزّالى از آن مردان است كه مراتب عرفان را به كمال بازيافت و آن اندازه ظرفيّت داشت كه حقايق معانى را دريابد و برتابد و دوباره در عالم صورت با خلق آشنا شود و به تعليم و تربيت آنها بپردازد . اينكه گفتيم يكى از نقاط برجستهء زندگانى غزّالى است كه شخصيّت او را از ديگر علما و عرفا و زهّاد ممتاز مىسازد . دعوت از غزّالى براى دومين‌بار براى تدريس در نظاميّهء بغداد در سال 504 هجرى در آن موقع كه غزّالى در طوس سرگرم عبادت و ارشاد و تعليم و تربيت مستعدّان بود يكى از همدرسانش موسوم به ابو الحسن كياى هراسى طبرى در نظاميّهء بغداد تدريس