مرتضى راوندى

25

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

دورهء ساسانى 226 - 632 ب . م ، مدت چهار قرن به‌طول انجاميد . در عهد سلطنت شهرياران اين سلسله خط و زبان پهلوى رسميّت يافت و زبان معابد ، زرتشتى گرديد ، اين زبان ، فرزند پارسى باستان و پدر فارسى جديد بشمار مىرود . » « 1 » ارزش زبان « زبان ، مهمترين وسيله ارتباط آدميان است ، تا زمانىكه زبان اين نقش را ايفا كند و وسيله ارتباط افراد جماعتى باشد ، آن را « زبان زنده » گويند . . . زبان‌هايى كه به سببى در يكى از ادوار تاريخى فاقد اين نقش باشند ، مرده يا ( باستانى ) ناميده مىشوند . . . تعداد آثار زبان‌هاى باستانى كه به ما رسيده ، اندك است ، سبب قلّت آثار ، اين است كه در عهد باستان خط در موارد نادر به كار مىرفته است و بخش اعظم آثارى هم كه وجود داشته ، از بين رفته است . از ادوار گوناگون تاريخ بشر كه دهها هزار سال به درازا كشيده ، هيچگونه شواهد كتبى كه آن ادوار را روشن كند وجود ندارد ، فقط پس از پيدايش طبقات در جامعه‌هاى بدوى برده‌دارى و تشكيلات دولتى آنها ، و پيشرفت بازرگانى ، احتياج به مكاتبه‌اى منظم و تثبيت نطق به شكل خط پديد آمد ، نخستين انواع خط كه كم‌وبيش و به تقريب نطق را تثبيت مىنمودند ، در عصر دولت‌هاى باستان پيدا شدند . . . غالبا آثار پرارج مكتوب ، عمدا بر اثر تعصّبات سياسى و عقيدتى نابود گرديدند ، مثلا در عهد فتوحات تازيان در ايران و آسياى ميانه ( قرن‌هاى هفتم و هشتم ميلادى ) و اشاعه دين نوين ، بسيارى از آثار مكتوب ايران و آسياى ميانه از بين رفت . . . » « 2 » . . . پاره‌اى از زبان‌هاى ايرانى ( چون فارسى و تاجيكى و آسى ) زبان ملى و دولتى شده‌اند ؛ ولى بعضى ديگر مثل لهجه‌هاى لرى و بختيارى در جنوب غربى ايران و لهجه‌هاى بلوچى در ايران و پاكستان وسيلهء مكالمهء قبايل عقب‌مانده مىباشد ، كه غالبا صحرانشين و يا در مرحلهء فئودالى متوقف مانده‌اند . اوستا قديم‌ترين و مهمترين اثر زبانها ، و ادبيات ايرانى است و به‌صورت مجموعه‌اى از متون مقدس زرتشتىگرى به‌دست ما رسيده است ؛ و از لحاظ مطالعهء معتقدات مذهبى ساكنان آسياى ميانه و ايران ، مطالب ارزنده‌يى به‌دست مىدهد ، در اين دوران تاريخى ، نظريات و معتقدات دينى كه منعكس‌كننده سازمان اقتصادى و اجتماعى و شيوهء زندگى

--> ( 1 ) . ادوارد براون : تاريخ ادبيات ايران ، از فردوسى تا سعدى ، ترجمه و حواشى به قلم فتح إله مجتبايى ، ص 12 و 13 ( به اختصار ) ( 2 ) . مقدمه فقه اللّغة ايرانى ، پيشين ، ص 17 ( به اختصار )