مرتضى راوندى
249
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
توس تولد يافت ، پس از فراگرفتن مقدمات علوم در طوس به بلاد مختلف براى تكميل اطلاعات عمومى سفر كرد ، پس از چندى به نيشابور رفت و جزو شاگردان امام الحرمين از فقهاى شافعى مشهور عصر خود درآمد ، پس از وفات امام الحرمين ( 478 ) ، غزالى نزد خواجه نظام الملك وزير معروف الب ارسلان و ملكشاه سلجوقى رفت و مورد احترام آنان قرار گرفت و در سال 484 ه . ق در سى و چهار سالگى از بركت شهرت علمى و موقعيت اجتماعى ممتازى كه داشت بهتدريس در بزرگترين مدارس و دانشگاههاى آن عصر ( يعنى نظاميه بغداد ) دعوت شد . در سال 488 ظاهرا در اثر انقلاب فكرى ، و فسادى كه در دستگاه خلافت و دربار سلاطين سلجوقى مشاهده كرد دچار آشفتگى و بحران روحى شد ، و از خداوندان قدرت دورى گزيد و از تدريس در نظاميه خوددارى كرد و بهعنوان سفر حج ، از بغداد بيرون رفت و پس از سير و سياحتى در دمشق و بيت المقدس به تأليف احياء العلوم يعنى مهمترين آثار خود همت گماشت . پس از مدتى اقامت در طوس ، غزالى به اصرار سلطان سنجر ، و فخر الملك ( فرزند نظام الملك ) در سال 499 بهتدريس در نظاميّه نيشابور منصوب شد و مدت يك سال به اين كار اشتغال داشت و در همين شهر كتاب المنقذ من الضّلال را نوشت . در سال 500 ه . ق از تدريس در نظاميه نيشابور استعفا كرد و به عالم تصوف و انزوا روى آورد ، و در طوس در جوار خانهء خويش خانقاهى براى صوفيه و مدرسهيى براى طلاب بنيان نهاد : در همين ايام مدرس نظاميه بغداد ( ابو الحسن كياى هراسى ) درگذشت ، بار ديگر از غزالى براى تدريس دعوت كردند ولى او نپذيرفت و نامهء زير را به پادشاه سلجوقى نوشت . اندرزهاى تاريخ غزالى به پادشاه سلجوقى : بسم الله الرحمن الرحيم . ايزد تعالى ملك اسلام را از مملكت دنيا برخوردار كناد و در آخرت پادشاهى دهاد كه پادشاهى روى زمين در وى حقير و ناچيز گردد كه كار پادشاهى آخرت دارد ، كه مملكت روى زمين از مشرق تا به مغرب بيش نيست و عمر آدمى در دنيا صد سال بيش نبود در اغلب احوال ، و جملهء روى زمين نسبت با پادشاهى كه ايزد تعالى در آخرت بدهد كلوخى است و همهء ولايتهاى روى زمين و نعمتهاى آن ، گردوغبار بر آن كلوخ است ، پس كلوخى و گردوغبار را چه قيمت باشد و صد سال را از ميان ازل و ابد و پادشاهى جاويد چهقدر كه بدان شاد بايد بود . همّت بلنددار چنان كه اقبال و دولت و نسبت بلند است و از خداى تعالى جز به پادشاهى جاويدان قناعت مكن . و اين بر همهء جهانيان دشوار است و بر ملك مشرق آسان كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم مىفرمايد كه يك روز عدل از سلطان