مرتضى راوندى

242

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

باقى مانده است و ادب صوفيه ، در تاريخ ادبيات ايران رنگ و شكل خاصى دارد . مقارن قرن هفتم ، تصوف در آسياى صغير نشر و بسط يافت ، و كسانى مانند صدر الدين قونيوى و جلال الدين رومى و امثال آنها اين طريقه را در آنجا رواج دادند و بعدها بكتاشيّه ، مانند مولويه در آسياى صغير شهرت و نفوذ تمام كسب كردند ، چنان كه در هند نيز مقارن همين ادوار ، كسانى مانند نظام الدين اولياء و بهاء الدين زكريا مىزيسته‌اند . از عهد صفويه تصوف در ايران رو به انحطاط گذاشت و با رواج مذهب شيعه و نفوذ فقها و علماى اين مذهب و حمايت سلاطين صفويّه از شيعيان ، مشايخ صوفيه قدرت خود را از دست دادند و علماى شيعه در طعن و قدح مشايخ صوفيه كتب و فتواها نوشتند . در اواخر عهد صفويه تا اوايل قاجاريه بعضى از مشايخ صوفيّه كه احيانا از هند به ايران مىآمدند مورد طعن و نفرت شديد عامه و قدح و تكفير خاصه واقع مىشدند و از آن جمله سيد معصومعلى شاه دكنى و نورعليشاه اصفهانى را مىتوان ذكر كرد كه اولى به فتوى و تحريك آقا محمد على كرمانشاهى ، معروف به وحيد بهبهانى و مشهور به صوفى كش ، به قتل رسيد . در دوره محمد شاه قاجار ، مخصوصا به‌علت نفوذ حاج ميرزا آقاسى كه خود صوفى و مريد مولا فخر الدين عبد الصمد همدانى ( فت 1215 ه . ق ) بود ، دوباره بساط تصوف در ايران رونقى يافت و در دوره ناصر الدين شاه ، از مشايخ صوفيّه نام حاج ميرزا حسن صوفى عليشاه ، مخصوصا شهرت تمام يافت و خانقاه صفى عليشاه به‌وسيله وى در تهران تاسيس شد ، و بعد از وفات او ، انجمن اخوت از آن منشعب گرديد . از بزرگان و مشايخ صوفيه ، علاوه‌بر آنهائى كه قبلا نامشان گذشت ، اينان را مىتوان نام برد : ابن فارض ، ابو الحسن خرقانى ، ابو نصر سراج ، ابو نعيم ، بشر خاقى ، برهان الدين ترمذى ، عين القضاة همدانى ، احمد غزالى ، مالك دينار ، معروفى كرخى ، هجويرى . » « 1 »

--> ( 1 ) . نقل از دايرة المعارف فارسى ، ج 1 ، پيشين ، ص 645