مرتضى راوندى

239

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

چنان كه بايد ، شعب و شاخه‌هاى خود را در سراسر كشور گسترش نداده بودند و به‌علت آشفتگيها و ديگر مختصات عصر فئوداليسم ، و نبودن تمركز كامل و فقدان وسائل حمل‌و نقل سريع ، قادر نبودند ، افكار و انديشه‌هاى مخالف و سران نهضت‌هاى فكرى و اجتماعى جديد را در نطفه خفه نمايند . ظهور متفّكرين و صاحبنظرانى چون ابن مقفّع و زكرياى رازى ، ابن سينا ، بيرونى و قيام استقلال‌طلبان و رادمردانى چون مقنّع ، ابو مسلم ، سنباد ، استادسيس ، بابك خرم‌دين و يعقوب ليث ، و ظهور پيشوايان اجتماعى و مذهبى چون حسن صباح و غزالى ( در عهد سلجوقيان ) به‌خوبى نشان مىدهد كه تحديد عقايد و افكار و مبارزه با انديشه‌هاى نو و ابداعى ، چنان كه از عهد صفويه به بعد معمول گرديد ، در قرون پيش معمول نبود و متفكرين و صاحبنظران مىتوانستند كمابيش آزادانه يا در زير پرچم تصوف و عرفان مكنونات درونى خود را بيان كنند . به عقيدهء نويسندگان دايرة المعارف فارسى : « تصوف ، طريقه‌يى در معرفت و در تربيت است كه پيروان آن پشمينه‌پوشى را به‌عنوان نشانهء ترك « ما سوى اللّه » يعنى ( آنچه غير از خداست ) شعار خويش كرده بودند ، اين طريقه در بين مسلمين از قرن دوّم ه . ق بيش و كم ظاهر شد ، اما در اين قرن كه آغاز ظهور مذهب تصوف است ، از عناصر واقعى تصوف و اصطلاحات و افكارى مانند عشق الهى ، وحدت وجود ، فنا و بقاء و غيره كه بعدها مدار تصوف گرديد هنوز خبرى نبود و اگر بود به‌صورت پخته‌ى قرنهاى بعد نبود ، ولى در اين قرن ، خاصه از زمان رابعه عدويه به بعد زمينهء غالب اين مطالب فراهم گرديد ، در قرن سوم و چهارم ، تصوف رونق تمام يافت ، و تدريجا ، علاوه‌بر سازمان يافتن ، جنبه‌ى عملى آن ، مخصوصا در قرن تالى هفتم و هشتم ه . ق به‌صورت يك منظومهء ( سيستم ) نظرى عرفانى و آميخته با فلسفه و كلام و تا حدى مبتنى بر فكر اتحاد و وحدت وجود و عشق به خدا و امكان اتصال مستقيم به وى درآمد . در باب اشتقاق لفظ صوفى كه بعدها به معنى وسيع كلمه شامل تاركان دنيا و زهادّى كه حتى قبل از پيدايش اصطلاح تصوف ، در بين مسلمين مىزيسته‌اند نيز اطلاق شد . - اقوال مختلف است ( از جمله انتساب صوفيه به اهل صفّه ) ولى ظاهرا صحيح اينست كه صوفى منسوب است به صوف ( به معنى پشم ) و نسبت اين طبقه به صوف به مناسبت جامه پشمى خشنى است كه بر تن مىكردند و در واقع صوفى ، مطابق و برابر پشمينه‌پوش فارسى است . الفاظ عارف ( جمعش عرفا ) و اهل كشف نيز به صوفيه اطلاق مىشود ، و متصوفين