مرتضى راوندى
229
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
نان خور ، اما فروتر از همه بنشين و اگر مهمان نيك بزرگ باشد ، نبايد نشست و از مهمان عذر مخواه ، كه عذر خواستن كار بازاريان باشد و هر ساعت مگو كه نان نيك بخور و هيچ نمىخورى « 1 » . . . از چنين گفتارها ، آن مردم شرمزده گردند و چيزى نتوانند خورد و نيم سير از خوان تو برخيزند . . . پس از دست شستن ، گلاب و عطرفرماى و چاگران و بندگان مهمان را نيك تعهد كن ، كه نام نيك ، ايشان بيرون برند . . . و سماع و شراب بايد كه خوش باشد ، تا اگر در خوان تقصيرى افتد آن عيب بدان پوشيده گردد . . . چون اينهمه گفتم كرده باشى ، خويشتن را به مهمان هيچ حق مدان و ايشان را بر خود ، حق بسيار دان . » « 2 » باب ششم - در افزونى گهر از افزونى هنر « بدان اى پسر ! كه مردم بىهنر ، مادام كه بود ، بىسود بود ، چون درخت مغيلان كه تنه دارد و سايه ندارد ، نه خود را سود دارد و نه غير را . و مردم بانسب بااصل اگرچه بىهنر باشد از حرمت داشت مردمان بىبهره نباشد ، بتر « 3 » آن بود كه نه گهر دارد و نه هنر ، اما جهد بايد كرد تا اگرچه اصيل و گوهرى باشى ، به تن خود گوهر باشد ، كه گوهر تن از گوهر اصل بهتر ، چنان كه گفتهاند : ( الشرف بالعقل و الادب لا بالاصل و النّسب ) كه بزرگى خردودانش راست نه گوهر و نه تخمه را ، و به نامى كه مادر و پدر نهند همداستان مباش ، كه آن نام نشان بود ، نام آن بود كه تو از هنر بر خود نهى ، تا نام احمد و محمد و موسى و جعفر را به استاد فاضل يا حكيمى كامل افگنى ، اگر مردم بااصل را گوهر هنر نباشد ، صحبت هيچكس را نشايد ، و هركه در وى اين دو گوهر بيابى ، چنگ در وى زن و از دست مگذار كه همهكس را به كار آيد . بدانكه از همه هنرها بهترين هنر ، سخن گفتن است ، كه آفريدگار جل جلاله از همه آفريدههاى خود ، آدمى را بهتر آفريد و آدمى كه فزونى يافت بر ديگر جانوران ، بده چيز يافت كه در تن اوست ، پنج از درون و پنج از بيرون ، پنج نهان چون انديشه و ياد گرفتن و نگاه داشتن و تخيل كردن و گفتار ، و آن پنج ظاهر چون سمع و بصر و شم و لمس و ذوق ، و ازين جمله ، آنچه ديگر جانوران راست نه برين جمله است ، كه آدمى بدينسبب بر ديگر جانوران پادشاه كامگار شد ، چون اين بدانستى ، هنر آموز و هنر زبانى عادت كن ، كه
--> ( 1 ) . بيمارى و سنت عذر خواستن و تعارف كردن هنوز بين ما ايرانيان رايج و معمول است . ( 2 ) . همان كتاب ، ص 59 به بعد ( به اختصار ) . ( 3 ) . بدتر و زشتتر