مرتضى راوندى

200

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

سفرهاى جنگى محمود براى كسب غنيمت شركت مىكرد . در اين قصيده شاعر ، وضع مالى خود و در واقع امكانات اقتصادى طبقات مرفّه و متنعّم را در آن دوره چنين توصيف مىكند : با ضيعت آبادم و با خانه آباد * با نعمت بسيارم و با آلت بسيار هم با رمهء اسبم و هم با گلهء ميش * هم با صنم چينم و هم با بُتِ فرخار ساز سفرم هست و نواى حَضَرَم هست * اسبان سبكبار و ستوران گرانبار از ساز مرا خيمه چو كاشانه مانى * وز فرش مرا خانه چو بُتخانهء فرخار فرخى به تمام معنى شاعرى دربارى بود ، حيات و ممات و غم و شادى او در گرو عتاب يا عنايت « شاه » بود . اگر در اثر سعايت دشمنان يا به جهات ديگر مورد بيمهرى امير قرار مىگرفت ، سخت اندوهگين و بىقرار مىشد و دست توسل به سوى نديمان و نزديكان شاه دراز مىكرد و از آنان براى جلب محبت مخدوم ، استمداد مىجست ، چنان كه يك بار در قصيده‌اى به اين مطلع : اى نديمان شهريارِ جهان * اى بزرگان درگهِ سلطان عجز و انكسار و ضعف اخلاقى خود را آشكار كرد . و آنان را به پايمردى و وساطت برانگيخت . فرخى بر خلاف ناصر خسرو و عطّار به تقرب و نزديكى با سلطان افتخار مىكند و در وصف موقعيت ممتاز خود مىگويد : شاه گيتى مرا گرامى داشت * نام من داشت روز و شب ، به زبان باز خواندى مرا ز وقت به وقت * باز جستى مرا زمان به زمان گاه گفتى بيا و « رود » بزن * گاه گفتى بيا و « شعر » بخوان فرخى ، بر خلاف فردوسى طوسى و شاعرانى چون ناصر خسرو قباديانى سنائى ، عطار ، مولوى ، و سعدى هيچگونه تعهد اخلاقى و هدف اجتماعى براى خود نمىشناخت و به وضع مردم روزگار خود كمترين توجهى نداشت ، چنان كه مىدانيم در عصر فرخى اكثريت مردم ايران ، يعنى كشاورزان و پيشه‌وران در زير فشار مالياتهاى كمرشكن رنج مىبردند ؛ و محمود ضمن تجاوز به كشورهاى همجوار به وسيلهء عمّال ستم‌پيشه خود از مردم فعال و ثمربخش ايران نيز خراجى سنگين مىگرفت و اين پولها را يا در گنجينه‌ها جمع مىكرد و يا در راه جنگهاى تجاوزكارانه خود به هندوستان و ديگر بلاد خرج مىنمود و يا به شاعران متملّق و مديحه‌سرا صله و انعام مىداد ؛ فرخى با اينكه ناظر اين