مرتضى راوندى

190

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

منظومه‌هاى قهرمانى و احياء افتخارات ديرين ايران علاقه‌يى نداشت و به جرات مىتوان گفت كه اگر در عصر سامانيان مقدمات و شرايط بوجود آمدن شاهنامه فراهم نشده بود ، اين اثر بزرگ تاريخى به‌وجود نمىآمد و زبان فارسى و ادبيات جهانى ، از اين شاهكار بزرگ ادبى و تاريخى بىنصيب مىماند . ادوارد براون مىنويسد : « سلطان محمود را غالبا از بزرگترين حاميان ادب مىدانند ليكن در حقيقت ، وى مردان علم و ادب را به زور يا فريب مىربود و سرانجام رفتارى دنائت‌آميز با آنان در پيش مىگرفته است » . ( چنان كه با فردوسى كرد ) پس از آنكه محمود جمعى از دانشمندان را كه به راحتى در دربار مامون بن مامون خوارزمشاه مىزيستند نزد خود فراخواند ، سه تن از آنان ، يعنى ابوريحان و بوالحسن خمّاريا ابن الخمار و ابو نصر عراق ، اين دعوت را اجابت كردند ولى ابو على سينا و ابو سهل مسيحى كه مردانى آزاده و روشن‌بين بودند امتناع ورزيدند و پنهانى گريختند ، اتفاقا در بيابان طوفانى سخت روى داد و بو سهل جان سپرد ، ليكن ابو على سينا ، پس از تحمل مشقات فراوان خود را به دربار شمس المعالى قابوس بن وشمگير رساند ، و از اين مهلكه رهايى يافت . به‌طور كلى در عهد غزنويان تعصّب و جمود مذهبى سخت رايج بود « تركان غزنوى در مذهب تسنن سختگير بودند ، عدم توجه و اقبال سلطان محمود به فردوسى نيز ظاهرا ناشى از اين بود كه اين شاعر گرانمايه را ، مردى رافضى و معتزلى مذهب ، به وى معرفى كردند ، كار سختگيرى تركان غزنوى نسبت به كسانى كه مذهبى جز مذهب ايشان داشتند به‌جايى رسيد كه زمانى انتساب به مذهب « باطنى » وسيله‌يى براى شكنجه و قتل و مصادرهء اموال مردم شد و چنان كه در تاريخ بيهقى آمده است ، حسنك را سلطان مسعود غزنوى به جرم « قرمطى بودن » بر دار كرد و كليه اموالش را مصادره نمود . اين نوع تعصّبات به كار تحقيقات و مطالعات علمى نيز صدمه زد چنان كه اشارت رفت دانشمندان بزرگى مانند ابو على سينا و ابو سهل مسيحى كه در دربار مأمونيان خوارزم بودند از ترس تعصب محمود به قسمتهاى غربى ايران كه تحت حكومت سلسله‌هاى كوچك ايرانى عارى از تعصب و طرفدار دانش بود ، فرار كردند ، از آثار اين تعصب يكى هم نشر اسلام در قسمتهايى از شبه قاره هند از طريق لشگركشيهاى مكرّر بود » ( البته هدف محمود از اين لشگركشيها تنها اشاعه و تبليغ اسلام نبود ، بلكه نيّت باطنى او چپاول آن سرزمين ثروتمند و آوردن غنائم هنگفت و ثروتهاى بيكرانى بود كه قسمتى از آن در خزائن انباشته گرديد و بخشى ديگر به مصرف بناهاى عظيمى در غزنين و « بست » و ديگر نقاط رسيد . ) سلاطين غزنوى با ثروت هنگفتى كه از راه تجاوز به هندوستان و ديگر مناطق به‌دست آورده بودند ،