مرتضى راوندى
173
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
بىمرد مضبوط نشود و مرد بىمال قائم نگردد و مال بىعمارت به دست نيايد و عمارت بىعدل و سياست ممكن نگردد . براى آنكه بيشتر به تاثير و نفوذ اين كتاب در ادبيّات فارسى واقف گرديم يادآور مىشويم كه « حتى شيخ اجل ، سعدى شيرازى نيز گاهى به مضامين و معانى و انشاء كليله و دمنه توجّه داشته و بعضى از آنها را در كتاب گلستان با فصاحتى بيشتر درج كرده است ، مانند اين عبارت كليله و دمنه : « چه مال بىتجارت و علم بىمذاكرت و ملك بىسياست پايدار نباشد . » سعدى در باب هشتم گلستان در تاييد اين معنى فرموده است : « سه چيز پايدار نماند : مال بىتجارت و علم بىبحث و ملك بىسياست . » بسيارى ديگر از نويسندگان از منتخبات وى نيز استفاده كرده و امثال و اشعار فارسى و عربى كتاب كليله و دمنه را در تاليفات خود به مناسبت ، درج نمودهاند . » « 1 » ابو المعالى در انتخاب بهترين اشعار مسعود سعد ، سنائى غزنوى ، و ديگر شعرا ذوق ادبى خود را نشان داده است : از اشعار مسعود سعد : نَشَوَم خاضِع عَدو هرگز * گرچه بر آسمان كند مَسكَن باز گنجشك را بَرَد فَرمان * شير روباه را نِهَد گَردن با همت باز باش و با كِبر پلنگ * زيبا به گَهِ شكار و پيروز به جنگ كم كُن بَرِ عندليبُ و طاوُس درنگ * كانجا همه بانگ آمد و اينجا همه رنگ از اشعار سنايى : از گران سَنگى ، گنجورِ سپهر آمده كوه * وز سبكبارى بازيچهء باد ، آمد خَس باد بيرون كن زِ سَر تا جمع گردى بهر آنك * خاك را جز باد نتواند پريشان داشتن كى توان از خلق متوارى شدن پس برملا * مشعله در دست و مشك اندر گريبان داشتن چون بپوئى راه ، دانى چيست علم آموختن * چون بجوئى عدل ، دانى چيست كيهان داشتن جانِ باقى بىدَمِ عيسّىِ مريم يافتن * چوبدستى بىكفِ موسى عمران داشتن از ابو الفرج رونى : عضوى ز تو گر دوست شود با دشمن * دشمن دو شُمَر تيغ دو كش زخم دوزن
--> ( 1 ) . عبد العظيم قريب : منتخب كليله و دمنه ، ناشر كتابخانه مركزى ، سال 1337 ص « ط »