مرتضى راوندى
166
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
دانش پزشكى : « اكنون تو كى فرزند منى ، اندر خواستى از من كتابى به باب پجشكى « 1 » ، سبك و آسان ، تا ترا خاصه از من يادگار بود و ديگر مردمان را فايده بود ، اجابت كردم ترا ، بدين و يارى خواهم از خداى عزّ و جلّ ، به تمام كردن اين غرض انّه الجواد الكريم . « 2 » » اينك نمونهيى از نظريات پزشكى او را نقل مىكنيم : « . . . آدمى از دستان و پايان و شكم مركب است ، و هريكى از اين اندامها ، از اندامهاى مفرده ، مركب است و عدد اندامهاى مفرده ، سيزده اندام است : يكى استخوان ، د ديگر پوست ، سديگر گوشت ، چهارم رگهاى ناجهنده و پنجم رگهاى جهنده و ششم اعصاب و هفتم غضاريف اعنى غژغرها و هفتم رباطات اعنى آن پيها كبر ( كه بر ) پيوندها بود تا پيوندها را استوار دارد و نوهم ( نهم ) اغشيه ، و اغشيه آن چيزها بود كه چن ( چون ) كرباس تنگ بر استخوانها و بر پهلو پوشيده بود ، و دهم مغز بهميان استخوان ، و يازدهم رطوبت زجاجى ، كى اندر چشم است و دوازدهم رطوبت جليدى و سيزدهم رطوبت بيضى . » و باز گويد كه تركيب اين سيزده اندام مفرده از چهار خلط است : اعنى ، صفرا و سودا و خون و بلغم . و باز گويد كى تركيب اين اخلاط از مادر و پدرست و از غذا ، و باز گويد كى تركيب اغذيه از گوشتهاى حيوانات بود و از نبات ، و باز گويد كى ، تركيب نبات از خاك و آبوهوا و آتش بود ، اعنى ، تابش آفتاب ، چنانك ياد كرده ، آمده است . « 3 » » . . . و بحدّ « 4 » پجشكى ( پزشكى ) گويد : « پجشكى پيشهاى بود كه تندرستى آدميان را نگاه دارد و چن ( چون ) رفته بود ، باز آرد ، از روى علم و عمل ، و حاجتمند بود ، هر پيشهاى به علم و عمل آن پيشه كه مىخواهد به كار داشتن . پس اين پيشه بجشكى را حاجت است به علم و عمل و بخشيده شود ( يعنى تقسيم شود ) به سه بخش : يكى دانستن كارهاى طبيعى ، دديگر دانستن اسباب ايشان و سديگر دانستن علامات و دلايل ايشان . . . » « 5 » اين بود نمونهيى از نثر ثقيل و نظريات و اطلاعات پزشكى بو بكر اخوينى در حدود قرن چهارم هجرى .
--> ( 1 ) . پزشكى و طبابت ( 2 ) . او خدايى بخشنده و كريم است . ( 3 ) . همان كتاب ، ص 25 تا 27 . ( به اختصار ) ( 4 ) . حدود و خصوصيّات . ( 5 ) . همان كتاب ، ص 25 تا 27 . ( به اختصار )