مرتضى راوندى

14

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

بپرسيد از آن پس كه آمد به هوش * به دو گفت با ناله و با خروش بگو تا چه دارى ز رستم نشان * كه گُم باد نامش ز گردنكشان « 1 » 2 - زبان آسى ( آستى ) ، زبانى است كه در قسمتى از نواحى كوهستانى قفقاز مركزى رايج است و در آن دو لهجهء مهم را مىتوان تشخيص داد . . . آسى ، در ميان زبانهاى ايرانى كنونى ، مقامى خاص دارد . اين زبان ، يكى از زبانهاى بسيار معدودى است كه زبان فارسى در آن تقريبا نفوذى نيافته و بسيارى از خواص زبان‌هاى كهن ايران را تاكنون محفوظ داشته است . « 2 » 3 - پشتو ، اين زبان ، زبان محلى مشرق افغانستان و قسمتى از ساكنان مرزهاى شمال غربى پاكستان است . هرچند زبان‌هاى فارسى و عربى ، در اين زبان نفوذ يافته ، پشتو بسيارى از خصوصيات اصيل زبانهاى ايرانى را حفظ كرده و خود لهجه‌اى مختلف دارد ؛ مانند : وزيرى ، آفريدى ، پيشاورى ، قندهارى و غيره . زبان پشتو ، پس از طى يك دورهء طولانى كه در نزد تحصيل‌كردگان مكتوم و در محاق « 3 » بود ، در سالهاى اخير ، بيشتر در ميان ملت افغان متداول و رايج شده و ادبياتى پديد آورده است . از جمله : ديوانهاى شعرى ، كه به اين زبان تصنيف شده ، ديوان خوشحال خان خطك ، معاصر « اورنگ زيب » است . اينك نمونه‌اى از ترجمهء اشعار او : بيا و اين داستان را گوش كن ! خوب و بد در آن نشان داده شده است ، هم عبرت است و هم نصيحت . خردمندان ، به آن توجه كنيد . نظرى بدين شعر نشان مىدهد ، كه عربى و فارسى كاملا در آن مخلوط شده است و همهء اشعار « خوشحال » نيز به همين منوال است . 4 - بلوچى ، اين زبان در قسمتى از بلوچستان و همچنين در بعضى نواحى تركمنستان شوروى رايج است . در بلوچستان ، علاوه‌بر بلوچى ، زبان ديگرى نيز به نام « براهويى » متداول است ، كه از جمله زبانهاى بوميان هندوستان ، قبل از نفوذ اقوام آريايى است . زبان بلوچى ، لهجه‌اى مختلف دارد ، كه مهمترين آنها ، بلوچى غربى و بلوچى شرقى است ، كه هريك نيز تقسيمات فرعى دارد .

--> ( 1 ) . شاهنامه ، چاپ بروخيم ، ج 2 ، ص 3 . 5 ( 2 ) . زبانها و لهجه‌هاى ايرانى ، پيشين ، ص 32 . ( 3 ) . ناشناخته و پوشيده .