مرتضى راوندى

88

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

كشت ارزن هم ، كه « نان فقيران » خوانده مىشد ، بسيار توسعه يافت . در بسيارى نقاط يونجه كشت مىشد ، كه براى عليق اسبان به كار مىرفت . در منابع ما از توسعهء كشت پنبه ، در خراسان و شمال ايران و فارس و آذربايجان ايران نيز سخن رفته است . كتان در فارس زراعت مىشد ، و از آن در نساجى و روغن كشى استفاده مىكردند ولى پنبه در نساجى جاى آن را گرفت . كنف نيز كاشته مىشد . نباتات رنگى در نقاط زير كشت مىشد : زعفران كه رنگ زرد نارنجى مىدهد ، در عراق عجم و قم و لرستان ، و رناس كه رنگ سرخ مىدهد ، در خراسان ؛ زعفران وحشى كه رنگ زرد مىدهد ، در خراسان ؛ و نيل كه رنگ آبى مىدهد ، در كرمان كشت مىشد . بقولات به مقدار زياد ، در همه‌جا كشت مىشد . صيفىكارى ، نباتات چاشنيى از قبيل بادنجان ، ترب و شلغم و هويج و كلم و كلم‌گل و انواع پياز و چغندر و كاهو و ترتيزك و اسفناج و مارچوبه و فلفل سبز و گشنيز و ريحان و زيره ( در كرمان ) و خردل و غيره بيشتر در نزديكى شهرها زراعت مىشد . كشت خيار بسيار معمول بود . به گفتهء استخرى ، در نزديكى شيراز ، اراضى وسيعى را كرتهاى خيار اشغال كرده بود . قريب 50 نوع خربزه در ايران معروف و كشت آن معمول بود ، و خربزه‌هاى اصفهان بهترين نوع آن شمرده مىشد . كشت كدو نيز توسعه داشت ولى هندوانه كمتر كاشته مىشد . درختان ميوه به دو دستهء گرمسيرى كه در نقاط پست ( در ارتفاع كمتر از 1000 تا 12000 متر ) كاشته مىشد از قبيل پسته و خرنوب و انجير و زيتون و ليمو و پرتقال و نارنج و نخل خرما ، و درختان سردسيرى كه در نقاط مرتفع‌تر ممكن بود برويد ، مثل درخت سيب و گلابى و به و گوجه و آلبالو و گيلاس و آلو و هلو و زردآلو و عناب و زيتون وحشى و توت و انار و بادام و گردو و فندق و ذغال‌اخته و غيره ، تقسيم مىشد . كشت نخل خرما كه از عهد باستان در جنوب ايران متداول بود ، در اين دوران ، در نقاط دوردست شمالى تا گرگان بسط يافت . بهترين خرماها از كرمان صادر مىشد ، و به گفتهء استخرى ، در بعضى نقاط ، صد من خرما يك درهم نقره قيمت داشت . بهترين ليموها در خوزستان و بهترين پرتقالها در كرمان و بهترين زيتون در خوزستان توليد مىشد . تاك انگور همه‌جا تا ارتفاع 2000 تا 2300 متر به عمل مىآمد . در بعضى نقاط و نواحى خراسان و غيره ، بيش از صد جور انگور به عمل مىآمد . نيشكر در كرمان و نقاط پست فارس و بخصوص در خوزستان كشت مىشد . در فارس و گرگان ، گلهاى فراوان معطر و گياهان دارويى كشته مىشد . شراب انگور و نبيذ يا شراب خرما علىرغم منع اسلام ، همه‌جا تهيه و آشكارا فروخته مىشد . شراب شيراز و رى مشهور بود . از انگور و توت و خرما دوشاب و سركهء ترشى تهيه مىشد . خشكبار ( كشمش ، برگهء زردآلو و خرما و غيره ) نيز به مقدار زياد تهيه مىشد . فارس سالانه سى هزار شيشه گلاب و بيست هزار رطل كشمش ، و خوزستان سى هزار رطل نيشكر ، و كرمان بيست هزار رطل خرماى خشك و هزار رطل زيره ، بعنوان خراج ، به خزانه تحويل مىداد . منابع ما از ترقى دامدارى سخن مىگويند . قسمتى از دامها مربوط به مردم اسكان يافته ولى بيشتر ، از آن چادرنشينان بود . لران و ديگر قبايل چادرنشين ايران كارشان دامدارى بود .