مرتضى راوندى

836

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

در صورتىكه آنان را مطيع و فرمانبردار ديدند ، از آنها حمايت كنند ، و در غير اين صورت ، بمبارزه با آنان برخيزند . مبارزه با حكومتهاى ملى جهان سوم يا از راه سياسى و بكمك پول و زور و اسلحه صورت مىگيرد و يا از راه اقتصادى و نرسانيدن مواد غذايى و ديگر ضروريات زندگى روزمره انجام مىگيرد . « هربار كه ممالك جهان سوم دست به اقدامات تند اصلاحى از قبيل ملى كردن صنايع ، محدود ساختن منافع خارجيان ، جلوگيرى از صدور سرمايه‌هاى خارجى و غيره زده‌اند ، با فشارهاى اقتصادى روبرو شده‌اند . شدت فشارهاى خارجى غالبا رابطهء مستقيمى با نوع و ميزان خطرى دارد كه آن اقدامات براى منافع خارجى بوجود آورده است . » « 1 » نتايج انحطاط اقتصادى « وقتى كشورى در شرايط عقب‌افتادگى و فقر زندگى مىكند ، بعلل گوناگون ، سطح توليدى آن پايين و قدرت بهره‌ورىاش محدود است . در نتيجه ، درآمد واقعى مردم كم مىشود ؛ و چون درآمد مردم محدود است ، طبعا قوهء خريد آنان نقصان مىيابد و امكانات پس‌اندازشان نيز محدود مىشود و سرمايه‌اى براى سرمايه‌گذارى باقى نمىماند ؛ در نتيجه ، محصول اجتماعى كم است و تراكم سرمايه امكان‌پذير نيست ؛ و چون محصول اجتماعى محدود است و آنچه هم كه بدست مىآيد از راه حيف‌وميل و مصرفهاى تجملى و بيهوده از بين مىرود ، وضع عقب‌افتادگى ادامه مىيابد و بازار در حالتى مىماند كه بهيچوجه مشوق رشد و توسعهء اقتصادى نيست . به اين ترتيب ، فقر مولد فقر مىشود . » « 2 » براى پايان دادن به اين وضع ، بايد مبانى و شالوده‌هاى اجتماعى و اقتصادى پوسيده و موروثى ، جاى خود را به شالوده‌هاى نو و متناسب با مقتضيات رشد و توسعه بدهد . مبارزه با موانع خارجى و بين المللى از راه استفادهء صحيح از كليهء امكاناتى كه جهان چند قطبى كنونى و روابط بين المللى بوجود آورده است آسانتر مىشود . راه سريع و عملى براى توسعهء صنايع و بهبود وضع كشاورزى و افزايش و استفادهء صحيح از مازاد اقتصادى هموار مىگردد و از حيف‌وميل محصول ملى و منابع انسانى به نحوى مؤثر كاسته مىشود . نبايد فراموش كرد كه شكاف موجود بين كشورهاى پيشرفته و ممالك در حال توسعه ، روزبروز ، عميقتر مىشود ؛ در نتيجه ، مردم جهان سوم تنها روزى مىتوانند اميد جبران كردن عقب‌افتادگى خود را در سر بپرورانند كه آهنگ توسعهء آنان بمراتب سريعتر از كشورهاى صنعتى فعلى باشد . اگر درجهء رشد سرانهء اين كشورها بطور نمونه يكى باشد ، آنان بايد لااقل در ابتدا 7 الى 12 و 15 درصد پيش بروند و گرنه همواره عقب مىمانند . و تجربه نشان داده است كه تا استخوانبنديهاى اقتصادى و اجتماعى كهنه درهم نشكند و شالوده‌هاى مناسبى جايگزين آن نگردد كه بتواند حداكثر استفاده را از منابع انسانى و امكانات تشكيلاتى و اقتصادى امكان‌پذير سازد ، رسيدن به چنين آهنگهاى سريع رشد عملى نيست . مبارزه با موانع موجود در رقابت شالوده‌هاى موجود ، مىتواند احيانا اندكى به درجهء سرعت رشد بيفزايد ؛ ولى تا آن شالوده‌ها باقى است اين

--> ( 1 ) . همان . ص 274 . ( 2 ) . همان . ص 282 .