مرتضى راوندى

76

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

به يازده فقره رسيد : 1 ) صدقه و زكوه 2 ) جزيه 3 ) خراج 4 ) گمرك داخلى 5 ) باج ماهيگيرى 6 ) ده يك كشتيرانى 7 ) پنج يك معدن 8 ) گمرك خارجى 9 ) عايدات ضرابخانه 10 ) مستغلات 11 ) ماليات صنعتگران و غيره . » « 1 » اما عباسيان ، بر خلاف بنى اميه كه ساير ملل را تحقير مىكردند و به ترويج دين اهميت نمىدادند ، « از هواخواهى اعراب چشم پوشيده ، ترويج اسلام را بطور مطلق هدف قرار دادند و در پيشرفت فرهنگ و بازرگانى و كشاورزى و غيره كه از عوامل توسعهء تمدن است كوشش بسيار كردند ؛ و از ايرانيان براى اجراى اين نقشه‌هاى سودمند ، يارى جستند و آنان نيز بهترين كمك آنها بودند ؛ چه ايرانيان پيش از اسلام داراى تمدن درخشان و طبعا مستعد هرگونه تعليم و تربيت مىبودند . از آن گذشته ، چون مركز خلافت عباسى در ايران ( عراق ) بود ، ايرانيان از جان و دل در تقويت دستگاه خلافت مىكوشيدند ؛ چه تقويت خلافت را موجب آبادى ميهن خويش مىدانستند و در اثر خدمتگزارى ايرانيان ، شهرها آباد شد ، ثروت فزونى يافت ، خليفه و اطرافيان به تجمل و خوشگذرانى پرداختند ؛ و در زمان هارون و مأمون ، دولت عباسى ظاهرا به منتها درجهء عظمت رسيد . اما همين كه معتصم تركان را مقرب نمود ، و كارها را به آنان واگذار كرد ، كشور رو به خرابى نهاد . امراى ترك جز گردآوردن مال براى خودشان ، فكر ديگرى نداشتند . رفته رفته ، خلفا زيردست تركان قرار گرفتند و از جلوگيرى آنها عاجز شدند . در اثر ضعف دستگاه خلافت ، عمال دولتى به غارت و يغما دست‌زده از توجه به مصالح عمومى چشم پوشيدند و در نتيجه ، ثروت و بيت المال به خانهء وزيران و اميران و سرداران و بزرگان دولتى منتقل شد . خلفا ، براى حفظ مقام خويش ، به سپاهيان پناه بردند و سپاهيان از آنان پول مىخواستند و آنان كه پولى نداشتند ، اموال بزرگان را مصادره مىكردند و مصادره و ضبط اموال ديگران محتاج به نيرو بود و نيرو جز با پول فراهم نمىگشت و در اثر اين وضع ، محور نيرومندى خلفا ، مال بود ؛ تا حدى كه خلفا نه تنها براى بيعت گرفتن از بزرگان و مبارزه با دشمنان ، احتياج به پول داشتند بلكه در داخل كاخهاى سلطنتى ، جان خود را با پول مىخريدند و آن مردانگى و جوانمردى معروف قريش از خاندان خلفا رخت بر بست . از زمان معتصم به بعد ، درآمد دولت بسرعت رو به كاهش نهاد . درآمد نقدى دولت بدون مالياتهاى جنسى ، در آغاز قرن سوم هجرى ، قريب چهار صد ميليون بود و در ربع اول قرن مزبور ، ماليات دولت منحصر به پول نقد شد و ماليات جنسى نداشت . معذلك ، مبلغ نقدى آن به 388 ميليون كاهش يافت ، و در اواسط آن قرن ، از آن مبلغ هم كمتر شد و در حدود سيصد ميليون نقد ، تنزل كرد و به همين ميزان ، تا پايان دورهء عباسيان ، سال بسال ، كسر شده . » « 2 » . . . جرجى زيدان ، پس از ذكر درآمدها و هزينه‌هاى دولت عباسى ، در ادوار مختلف ، مىنويسد : « در دوران خلافت . المطيع للّه ( 361 هجرى ) كار بدبختى و بيپولى خليفه به آنجا رسيد كه براى پرداخت چهار صد هزار درهم حقوق ارتش در موقع شورش بغداد ، لباس خليفه و در و پنجرهء خانهء او را حراج كردند . رفته

--> ( 1 ) . همان . ص 93 - 91 ( به اختصار ) . ( 2 ) . همان . ص 133 - 131 ( به اختصار ) .