مرتضى راوندى

806

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

و آنان در تدوين قوانين ، مصالح و منافع اكثريت را زيرپا مىگذاشتند . چنان كه با تصويب « قوانين غله » ، در حقيقت ، قيمت غله را به نفع مالكين ( و به زيان كارگران و طبقات كم‌درآمد ) بالا بردند . با تصويب اين قانون ، بورژواهاى پول‌پرست ناگزير شدند براى اينكه كارگران از گرسنگى نميرند مزد بيشترى به آنان بدهند . در سال 1819 ، بموجب قانون ، عوارض سنگينى براى پشمهايى كه به مملكت وارد مىشد وضع كردند . و اين قانون نيز به منافع بورژوازى انگلستان لطمه زد . به اين ترتيب ، نه تنها طبقهء كارگر بلكه بورژوازى انگلستان نيز خواهان حق رأى همگان شدند . از سدهء هجدهم ببعد ، روزبروز ، بر مظالم بورژوازى نسبت به كارگران افزوده مىشد . كار روزانه از 14 تا 16 ساعت طول مىكشيد . براى آنكه مزد كمترى بدهند ، زنان و كودكان را به كار وامىداشتند . كارگران را به بهانه‌هاى مختلف جريمه مىكردند . شرايط كار در انگلستان در حدود سال 1830 تا پايان نيمهء اول قرن نوزدهم ، وضع طبقات زحمتكش در انگلستان سخت دشوار بود . كودكان و بزرگسالان ، مرد و زن ، در كارخانه‌ها استخدام مىشدند . معمولا از سن 6 تا 7 سالگى ، كودكان شروع به كار مىكردند ولى خانواده‌هاى فقير در اثر نيازمندى و فشار اقتصادى ، گاه كودكان سه يا چهار ساله را نيز به كار مىگماشتند . اين امر به حدى طبيعى بود كه حتى كليسا به خانواده‌هاى فقيرى كه بچه‌هاى صغير و خردسال خود را براى چند شيلينگ در هفته ، به كارخانه مىفرستادند كمك مالى و صدقه نمىداد ؛ مگر اينكه كودكان خود را همراه بياورند . ساعات كار از 12 تا 19 ساعت در روز بود . ناظران سنگدلى بر كار كارگران نظارت مىكردند تا وظايف محوله را بنحو كامل انجام دهند . در صورت تعلل ، از شلاق و كتك براى بيدار نگاه داشتن و استثمار شديد كودكان استفاده مىكردند . خستگى و بيحالى كارگران به حدى بود كه گاه در اثر فشار خواب ، روى ماشين‌آلاتى كه در حال حركت بود مىافتادند و اين واقعه به مرگ يا نقص عضو آنان منتهى مىشد . گاه والدينى كه با فرزندان خود در كارخانه مشغول كار بودند خودشان كودكان دلبندشان را كتك مىزدند تا آنان را از ضربات شديد ناظر ، رهايى بخشند . كودكان غالبا مجبور بودند در حين غذا خوردن ماشين‌آلات را پاك كنند و اين كار را موقعى انجام مىدادند كه ماشين در حركت بود . در نتيجه ، نه تنها ريه‌هاى آنها پر از خاك و دود مىشد بلكه گاه خطر نقص عضو آنان را تهديد مىكرد . وضع رقت‌بار معدنكاران : زندگى معدنكاران نيز بسيار طاقتفرسا و همراه با تحقير فراوان بود . داستانهاى زيادى دربارهء فسق و فجورها و آميزشهاى غيرقانونى كه در اين گالريهاى زيرزمينى صورت مىگرفتند ( هم در داخل راهروهاى زيرزمينى و هم در خارج معدن ) در منابع تاريخى آن ايام به چشم مىخورد . گزارش رسمى دولتى كه در سال 1842 منتشر شده ، حاكى از استثمار شديد كودكان و زنان است . با اينكه سن معمولى شروع به كار از هشت ، نه سالگى بود ، ولى گاه كودكان چهار ساله را نيز در معادن و كانهاى تاريك زيرزمينى به كار مىگماشتند . ساعات كار 12 ، 13 ، 14 و گاه بيشتر بود . كار كودكان چهار و پنج ساله اين بود كه