مرتضى راوندى

800

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

- نخست آنكه ، در اجتماع بشرى يك نظام طبيعى وجود دارد . - دوم آنكه ، اين نظام بهترين نظامات ممكن است . از نظر فيزيوكراتها ، نظام طبيعت يك نظام جهانى و بين المللى است ، و هر مملكت ، ولايتى از كشور بزرگ طبيعت است . نتيجه آنكه فيزيوكراتها بر خلاف سوداگران ، كه رزمخواه و جنگجو بودند ، آرمانى صلحجويانه و بشردوستانه داشتند و اين فكر را به علم اقتصاد نيز تعميم دادند . مرسيه دولاريوير ، اين فكر را به خوبى پروراند و نشان داد كه چگونه تلاش دائمى براى برقرارى توازن مثبت بازرگانى خارج ممكن است به اختلاف بزرگ ممالك منتهى شود . به عقيدهء او ، حالت صلح ميان ملتها حال طبيعى روابط بين آنهاست . به عقيدهء فيزيوكراتها از جمله دكتر كنه ، قوانين طبيعت مقدم بر وجود جامعهء بشرى و برتر از ارادهء انسانى و تغييرناپذير و غيرقابل اجتناب است و نظام طبيعى در زمان و مكان تغيير نمىپذيرد . اگر اين صفت را براى قوانين طبيعى قبول كنيم ، بايد بگوييم كه فيزيوكراتها دربارهء تاريخ عقيده‌اى بس شگفت‌انگيز داشتند و اصولا به ترقى و تحول قائل نبودند . به اين ترتيب ، مىتوان گفت كه فيزيوكراتها در مقام ستايش حالت بدوى زندگى انسان و خوشبختى تصورى آدميان ، در حالت توحش اوليه برآمدند و آن عهد را مانند يك عصر طلايى جلوه دادند ، و از اين بيان نتيجه گرفتند كه زندگى ملتهاى عقب‌افتادهء عصر آنها مانند زندگى جوامع ابتدايى بوده و درخور تحسين و تقليد است . ولى بايد دانست كه ميان ارادهء فيزيوكراتها و افكار ژان ژاك روسو در اين زمينه ، تفاوتهاى بسيار وجود دارد . فيزيوكراتها معتقد بودند كه اگر هم‌جوامع بشرى از اجراى قوانين طبيعى سر باز زده و در نتيجه دچار آشوب و نابسامانى مىشوند ، امكان بهبود قطعى اوضاع آنها از طريق ادراك و مراعات قوانين مزبور كاملا وجود دارد . انحطاط جوامع بشرى ناشى از عدم رعايت قوانين طبيعى است ؛ و اگر بشر با وسايل اقتصادى مهمى كه در دست دارد در مقام اصلاح خود و پيروى از قواعد طبيعى برآيد بدون شبهه ، به مراتبى عاليتر از حالت طبيعى جوامع اوليه نايل خواهد آمد . انسان آزاد ، طبيعتا از نفع شخصى خود پيروى مىكند . هركس ، بهرنحوى كه بخواهد ، مىتواند از دارايى ، كار يا هنر خود ، به اقتضاى نفع شخصى خويش ، بهره‌بردارى كند ولى آزادى همگانى و وجود رقابت ، يك نظم طبيعى و ساده در اجتماع برقرار مىكند و افراد مختلف را متقابلا به رعايت حال يكديگر وامىدارد . به نظر يكى از فيزيوكراتها ، ارزش اشياء ناشى از وفور يا ندرت آنهاست كه خود بستگى به چگونگى رقابت در اقتصاد دارد . از آنجا كه وفور يا كمبود كالاها در تغيير دائمى است ، نمىتوان ارزش واقعى كالاها را بدرستى تعيين كرد . ولى اگر بخواهيم ، در حد امكان ، به حقيقت واقع در اين مورد نزديك شويم ، بايد موجبات آزادى و دادوستد و مبادلات را فراهم آوريم و رقابت اقتصادى را آسان كنيم . با توجه به اهميت مقامى كه فيزيوكراتها براى نفع شخصى و رقابت آزاد قائل بودند ، مىتوان به آسانى آنها را پيشقدمان مكتب اصالت فرد در اقتصاد دانست . » « 1 »

--> ( 1 ) . همان . ص 73 - 61 ( به اختصار ) .